تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٠٤ - ٦ اسرار و رموز
[م/ ٢٥٥] سعد بن عبداللَّه با سند خود به كلبى، از امام صادق عليه السلام چنين روايت كرده است: «محمد ده نام در قرآن دارد: محمد، احمد، رسول، عبداللَّه، طه، يس، ن، مدّثّر، مزّمّل و ذِكر.»[١]
***
در آغاز سورههاى شعراء و قصص، «طسم» و در ابتداى سوره نمل، «طس» آمده است.
[م/ ٢٥٦] ابن ابن حاتم از محمد بن كعب قرظى درباره «طسم» نقل كرده است:
«طاء از" ذى الطول"[٢]، سين از" قدّوس" و ميم از" رحمان" گرفته شده است.»[٣]
[م/ ٢٥٧] ابن بابويه با سند خود به ثورى روايت كرده است كه وى گويد: از جعفر بن محمد عليه السلام درباره معناى سخن خداى تعالى: «طس» و «طسم» پرسيدم.
حضرت فرمود: « «طس»؛ يعنى" أنا الطالب السميع" (من طلب كننده شنوا هستم) و «طسم»؛ يعنى" أنا الطالب السميع المبدئ المعيد" (من طلب كننده شنوا، آغازگر و بازگرداننده هستم).[٤]
[م/ ٢٥٨] على بن ابراهيم قمى گويد: « «طسم» يكى از حروف اسم اعظم خداست كه در قرآن به صورت رمزى، بدان اشاره شده است.»[٥]
[م/ ٢٥٩] ابن ابن حاتم از ابن عباس درباره «طس» چنين روايت كرده است:
«اسم اعظم خداوند است.»[٦]
[م/ ٢٦٠] نيز از قتاده روايت كرده است كه يك بار گفت: اسم اعظم خداست؛ و بار ديگر گفت: يكى از نامهاى قرآن مىباشد.[٧] همچنين، درباره «طسم» گفت كه يكى از نامهاى قرآن است.[٨]
[١] . مختصر بصائر، ص ٦٧ و ٦٨. به تفصيل آن را روايت كرده است.
[٢] .[ صاحب نعمتهاى فراوان].
[٣] . الدرّ، ج ٦، ص ٢٨٨؛ ابن ابى حاتم، ج ٨، ص ٢٧٤٧.
[٤] . المعانى، ص ٢٢.
[٥] . قمى، ج ٢، ص ١١٨.
[٦] . الدرّ، ج ٦، ص ٣٤٠؛ ابن ابى حاتم، ج ٩، ص ٢٨٣٨.
[٧] . الدرّ، ج ٦، ص ٣٤٠؛ عبد الرزاق، ج ٢، ص ٤٧٢؛ ابن ابى حاتم، ج ٩، ص ٢٨٣٨.
[٨] . الدرّ، ج ٦، ص ٢٨٨؛ عبد الرزاق، ج ٢، ص ٤٨٦.