تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٠٦ - ٦ اسرار و رموز
احمد، عبداللَّه، يس و ن.»[١]
در سوره «طه» گذشت كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ده نام در قرآن دارد.[٢]
***
حرف «ص» در آغاز سوره «ص» آمده است.
[م/ ٢٦٨] عبد بن حميد از ابو صالح روايت كرده است: «از جابر بن عبداللَّه و ابن عباس درباره «ص» پرسيده شد. آنان گفتند:" ما مفهوم آن را نمىدانيم."»[٣]
[م/ ٢٦٩] از حسن درباره «ص» نقل شده است: «با قرآن سخن بگو تا اعمالت را ارزيابى و بر قرآن عرضه كنى.»[٤]
[م/ ٢٧٠] همچنين ابن جرير از حسن روايت كرده است كه وى [ «ص»] را «صادِ» (با كسر دال) مىخواند و آن را برگرفته از «مصاداة» (رو به رو كردن) مىدانست و مىگفت: با قرآن بسنج. عبد الوهاب گويد: «قرآن را بر عمل خود عرضه كن و نيك بنگر كه عمل تو در قبال قرآن چگونه است.»[٥]
[م/ ٢٧١] ابن مردويه از ضحّاك درباره «ص» چنين نقل كرده است: « [ «ص»؛ يعنى]" إنّى أنا اللَّه الصادق" (همانا من خداوند صادق هستم).[٦]
[م/ ٢٧٢] همچنين ابن جرير از ضحّاك نقل كرده است: « [ «ص»؛ يعنى]" صدق اللَّه (خدا راست گفت).[٧]
[م/ ٢٧٣] ابن مردويه از ابن عباس روايت كرده است: « «ص»؛ يعنى محمد.»[٨]
[م/ ٢٧٤] ابن بابويه از ثورى از امام صادق عليه السلام چنين روايت كرده است: « «ص» چشمهاى است كه از زير عرش مىجوشد و اين، همان چشمهاى است كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در معراج، از آن وضو ساخت.»[٩]
[١] . احتجاج، ج ١، ص ٣٧٧.
[٢] . مختصر بصائر، ص ٦٧ و ٦٨.
[٣] . الدرّ، ج ٧، ص ١٤٣.
[٤] . همان؛ طبرى، ج ١٢، ص ١٤٠.
[٥] . الدرّ، ج ٧، ص ١٤٣؛ طبرى، ج ١٢، ص ١٤٠.
[٦] . الدرّ، ج ٧، ص ١٤٣.
[٧] . همان، ص ١٤٤؛ طبرى، ج ١٢، ص ١٤١.
[٨] . الدرّ، ج ٧، ص ١٤٤.
[٩] . المعانى، ص ٢٢.