تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٧٢ - ارزش تفسير تابعى
پيشينيان كه بيشتر آراى خود را از صحابه گرفتهاند.»[١]
حافظ ابو احمد بن عَدىّ گويد: «كلبى[٢] احاديثى صحيح، به ويژه از ابو صالح، نقل كرده است. او در تفسير، شناخته شده است و هيچ كس تفسيرى طولانىتر و غنىتر از وى ندارد. پس از او، مقاتل بن سليمان (متوفاى ١٥٠) قرار دارد، ليك كلبى برتر از اوست. پس از اين طبقه، تفاسيرى تأليف شد كه اقوال صحابه و تابعان را گرد آورد.» او در ادامه، اين تفاسير را به تفصيل بر مىشمرد.[٣]
احمد بن عبد الحليم گويد: «هر گاه تفسير [آيهاى] را در قرآن و سنت و گفتار صحابه نيافتى، همچون بسيارى از بزرگان، به سخنان تابعان مراجعه كن.»[٤]
با اين حال، برخى در اعتبار تفاسير منقول از تابعان ترديد كردهاند؛ چه، آنان از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نشنيده و ديدگاه شخصى خود را گفتهاند، از اين رو در تفاسير آنها، احتمال خطا وجود دارد.
همچنين تصريحى بر عدالت آنان- آن گونه كه به عدالت صحابه تصريح شده است- وجود ندارد. از ابو حنيفه نقل شده است: «سخنان رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم روى سر و چشم ما جا دارد و در مورد آنچه از صحابه رسيده است، [در ردّ يا پذيرش آن] مختاريم و آنچه از تابعان رسيده است، آنان مردانى بودند و ما نيز كسى هستيم.»
شعبة بن حجاج گويد: «اقوال تابعان حجت نيست، پس چگونه در تفسير حجت باشد؟» چنان كه اشاره شد، احمد درباره مراجعه به سخنان تابعان، دو گونه روايت دارد كه در يكى، پذيرفته و در ديگرى، ردّ كرده است.[٥]
به نظر ما، اگر مراد، تعبد به اقوال تابعان و تسليم شدن در برابر آراى تفسيرى
[١] . البرهان، ج ٢، ص ١٥٨.
[٢] . ابو منذر، هشام بن ابى نضر، محمد بن سائب كلبى كوفى. او داناترين مردم به نسبها بود و در كنار آن، دانش فراوانى در تفسير داشت. وى از اصحاب امام باقر و صادق عليهما السلام بود و در سال ١٤٦ درگذشت.
[٣] . البرهان، ج ٢ ص ١٥٨ و ١٥٩. نيز بنگريد به: الكامل، ج ٦، ص ١٢٠.
[٤] . بنگريد به: مقدمه او در اصول تفسير، ص ٤٩.
[٥] . التفسير و المفسرون( ذهبى)، ج ١، ص ١٢٨ و ١٢٩.