تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٨٧ - جعل در تفسير
سهل بن سرّى حافظ نقل كرده است: «احمد جويبارى، محمد بن تميم و محمد بن عكّاشه بيش از ده هزار حديث از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم جعل كردهاند.»[١]
* ابو عصمه، نوح بن ابى مريم مروزى، قاضى مرو: ابن حبّان گويد: «وى از كسانى بود كه اسانيد را دگرگون مىساخت و از افراد ثقه سخنانى را روايت مىكرد كه حديث آنان نبود. استدلال به وى، به هيچ روى روا نيست.»[٢]
وى در دوران خلافت منصور، قضاوت مرو را بر عهده گرفت و عمر طولانى داشت و در سال ١٧٣ مُرد. هنگامى كه او به قضاوت منصوب شد، ابو حنيفه در نامهاى، او را موعظه كرد.[٣]
وى به قصد قربت، حديث جعل مىكرد. حاكم گويد: «ابو عصمه حديث طولانى فضايل قرآن را جعل كرد.[٤]» بخارى نيز گويد: «حديث وى [از درجه اعتبار] ساقط است.» نسائى مىگويد: «او ثقه و مورد اعتماد نيست.»
ابن مبارك گفته است: «حديث ابو عصمه را نمىپسندم.» وى او را تضعيف كرده و بسيارى از منقولاتش را انكار كرده است. ابن مبارك درباره حديثى كه او از مقاتل بن حيّان پيرامون خورشيد و ماه روايت كرده است، مىگويد: «اصلى ندارد.» ابن حجر گويد: «حديثى كه ابن مبارك درباره خورشيد و ماه بدان اشاره كرده، حديثى طولانى است كه نشانههاى جعل بر چهرهاش آشكار است. ابو جعفر طبرى اين حديث را در تاريخ خود و در بخش آغاز آفرينش آورده و به عدم صحت آن اشاره كرده است؛ با آن كه طبرى در كتابش، درباره اين حديث، اندك سخن گفته است.» وى سخت معتقد به مذهب مرجئه جهميّه بود.[٥]
ابو عصمه «جامع» ناميده شد؛ چرا كه از فقاهت و نقل حديث و تفسير و دانش
[١] . لسان الميزان، ج ٥، ص ٢٨٨.
[٢] . كتاب المجروحين، ج ٣، ص ٤٨.
[٣] . ميزان الاعتدال، ج ٤، ص ٢٧٩.
[٤] . همان. بخشى از اين حديث، در آينده ياد خواهد شد. گفته شده كه جاعل آن، مأمون بن احمد سلمى است.( حاشيه كتاب المجروحين، ج ٣، ص ٤٨).
[٥] . تهذيب التهذيب، ج ١٠، ص ٤٨٦؛ ميزان الاعتدال، ج ٤، ص ٢٧٩.