تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٦٨ - دانشمندان نامى پس از تابعان
٢٤. ابو معاويه، هُشَيم بن بشير سُلَمى واسطى: او در اصل، از بخارا و ساكن بغداد بود. وى فقيه، محدّث، مفسر آگاه و از مشايخ امام احمد بن حنبل و مرجع طبرى در تاريخ و تفسير بود. او از زهرى، عمرو بن دينار، ابن زاذان، ابو بشر، ايوب سختيانى و حصين بن عبد الرحمان دانش آموخت و شعبه، يحيى بن سعيد، ابن حنبل، قتيبه، ابن ايوب و گروهى بسيار از دانش وى بهره بردند. او در سال ١٨٣ درگذشت.
٢٥. سُدّى صغير، محمد بن مروان بن عبداللَّه بن اسماعيل، نوه سدّى كبير: وى از اعمش، يحيى بن سعيد انصارى، محمد بن سائب كلبى، صاحب تفسير و ديگر بزرگان روايت كرده است. بزرگان به او اعتماد داشتند. شرح حال وى را در بحث طريق نهم به تفسير ابن عباس ياد كردهايم.[١] او در زمره اصحاب امام باقر عليه السلام و از اصحاب امام صادق عليه السلام شمرده شده است. سدّى صغير در سال ١٨٦ درگذشت.
٢٦. وكيع بن جراح، ابو سفيان رؤاسى كوفى: وى از حافظان و عالمان بزرگ بهشمار مىرود. احمد گويد: «هيچ كس را داراى دانشى فزونتر و حافظتر از وكيع نديدم. وى حافظهاى ماندگار داشت.»[٢] او پيشواى مسلمانان زمان خود، نكته سنج، بلند مرتبه و حجت بود و [براى مردم،] فتوا مىداد. از دو سفيان (سفيان ثورى و سفيان بن عيينه)، شريك نخعى، شعبه، اعمش، ابن جُرَيج، ابو حمزه و ديگر بزرگان دانش فراگرفت. وى تفسير قرآن دارد كه حسّانى آن را روايت كرده است. ثعلبى در الكشف و البيان و طبرى در جامع البيان از اين تفسير بهره بردهاند. وى در سال ١٩٦ از دنيا رفت.
٢٧. ابن كيسان اصمّ، ابو بكر عبد الرحمان: او در فصاحت و فقاهت، سرآمد بود. وى تفسيرى شگفت و مقالاتى در اصول اعتزال دارد كه تمجيد فراوانى را كسب كرده است. او از طبقه ابو هذيل علّاف است. ابن كيسان حدود سال دويست
[١] . بنگريد به: التمهيد فى علوم القرآن، ج ٩، ص ٢٥٣ و ٢٥٤.
[٢] . تهذيب التهذيب، ج ١١، ص ١١٠.