تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٠ - تأويلهايى پذيرفتنى
بر فرض استوارىِ برخى از اين گونه تفاسير، چه دليلى وجود دارد كه در همه موارد مراد باشند؟ بدين گونه كه بخشى از آنها با بخشى ديگر تركيب شده، به طبيعتهاى چهار گانه نسبت داده شوند؛ فاعل در وجود دانسته شوند و مجمل هر مفصل و عنصر هر موجود شمرده شوند؟ آنها اين تفاسير را به گونهاى، مرتب ساختهاند و جملگى، ادعاهايى است كه تنها، مستند بر كشف و اطلاع مىباشد.
ادعاى كشف به هيچ روى، در شريعت دليل به شمار نمىرود؛ چنان كه در غير شريعت، دليل نيست ...
نمونه ديگر، مطالبى است كه از سهل بن عبداللَّه[١] در فهم باطن قرآن نقل شده است.
تسترى در آيه «فَلا تَجْعَلُوا لِلَّهِ أَنْداداً»[٢] مىگويد: «أنداد به معناى اضداد مىباشد و بزرگترين اضداد، نفس فرمان دهنده به بدى است كه به خواستهها و آرزوهاى نفس، بدون هدايت الهى، مىكشاند.»[٣]
شاطبى مىگويد: «اين سخن اشاره به اين دارد كه نفس امّاره، داخل در عموم انداد است؛ به گونهاى كه اگر شرح داده شود، بدين صورت معنا خواهد شد: پس براى خدا اندادى [شريكانى كه ضد او هستند] قرار ندهيد؛ نه بُتى، نه شيطانى، نه نفس امّارهاى و نه مانند آن. [اين گونه برداشت] در ظاهر، سخت نامفهوم است؛ چرا كه سياق آيه و نتيجه قرائن موجود در آن دلالت مىكند كه انداد، همان بُتها و ديگر چيزهايى هستند كه مشركان مىپرستيدند؛ آنان هيچ گاه نفس خود را نمىپرستيدند و آن را ربّ قرار نمىدادند.
ليك اين سخن، وجه صحيحى نيز مىتواند داشته باشد و آن، اين كه وى نگفته
[١] . سهل بن عبداللَّه تسترى( متوفاى ٢٨٣). او نخستين كسى است كه تفسيرى به روش صوفى باطنى نوشت وگروهى پس از آن، از او پيروى كردند. ابوبكر، محمد بن احمد بلدى گرد آورى آراى تفسيرى او را بر عهده گرفت، ولى كار او جامع نبود؛ زيرا آنچه در ضمن كتابها[ ى ديگر] موجود است، بيش از آن مىباشد.
[٢] . بقره( ٢) ٢٢:« براى خدا شريكهايى قرار ندهيد.»
[٣] . تفسير تسترى، ص ٢٧.