تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٠٢ - سياق در قرآن
آرى، سياق در يك آيه يا چند آيهاى كه باهم نازل شدهاند، تحقق مىيابد؛ نه در مجموع آيات كه در مقاطع گوناگون و در ضمن سورهها نازل شدهاند.
اين سخن، صحيح است؛ سياق، تنها در هر مجموعه از مقاطع نزول وجود دارد؛ نه در مجموعه آيات سوره؛ چه رسد به آياتى از سورههاى ديگر.
البته نبايد از اين نكته غفلت ورزيد كه هرگاه از شيوه گويندهاى، سبكى خاص در سياق گفتهها و نوشتههايش به دست آيد- كه آن سبك از دل عبارتهاى او دريافت شود يا يك كارشناس آگاه بدان تصريح كند- در اين صورت، مىتوان بر سبك خاص او- كه از روى يقين، به دست آمده است- تكيه كرد. همچنين اگر دانسته شود كه سخنان گوناگون و خطاب و عتابهاى گوينده در راستاى هدفى خاص است، در اين صورت نيز مىتوان براى فهم مراد وى از سخنان گوناگونش، به سبك فراگير او تكيه كرد؛ چرا كه همه سخنانش گرد محورى خاص مىگردد؛ هرچند جايگاه سخنانش متعدد باشد. وحدت موضوعى، سخنان گوناگون او را به هم مىپيوندد و مجموع آنها را در يك حوزه سامان مىدهد. اين، نكتهاى است كه مفسران، در مجموعه آيات هر سوره، بلكه در مجموعه آيات همه قرآن، بر آن تأكيد كردهاند.
خداى تعالى مىفرمايد: «اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتاباً مُتَشابِهاً مَثانِيَ»[١]؛ «خدا بهترين سخن را [به صورت] كتابى همگون و [آياتى] مكرّر نازل كرد.» «متشابها»؛ يعنى بخشى از آن مشابه بخشى ديگر است؛ بدون تفاوت بين پردازش و سبك عبارت ونيز بين آهنگ بيان و نوع خطاب.
«مثانى» جمع «مثنيه»، به معناى عطف شده مىباشد؛ به جهت عطفشدنِ برخى از آيات آن بر برخى ديگر و بازگشت بعضى از آن به بعضى ديگر؛ آنسان كه بخشى از آيات با بخشى ديگر روشن مىگردد و گواه بر آن است؛ بىهيچگونه اختلافى كه به دفع بخشى از آن با بخشى ديگر يا تناقض بين بخشهاى آن
[١] . زمر( ٣٩) ٢٣.