تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٠١ - سياق در قرآن
محمد رشيد رضا مىگويد: «انسان دقيق بايد قرآن را بر اساس معانى كاربردى در عصر نزول تفسير كند. همچنين بهتر است كه معناى واژه را از خود قرآن بفهمد؛ بدين گونه كه واژگان تكرار شده را گرد آورد و آنها را بررسى كند. چه بسا، واژهاى در معانى گوناگونى به كار رفته باشد؛ مانند واژه «هدايت» و واژههاى ديگر. در اين صورت، مفسر بايد بررسى كند كه چگونه معناى آن، با معناى آيه هماهنگ مىگردد؛ تا معناى مورد نظر را از بين معانى آن بشناسد. گفتهاند كه بخشى از قرآن با بخشى ديگر تفسير مىشود و بهترين قرينه بر كشف حقيقت معناى لفظ، هماهنگى آن با سياق سخن و توافق آن با معناى مجموع آيه و سازگارى آن با هدفى ست كه مجموعه قرآن براى تحقق آن آمده است.»[١]
***
مستند حجيت سياق، پيوند تنگاتنگ بين اجزاى كلام است كه بر فضاى مسير حركت ستاره سخن حاكم مىباشد. اين امر، هنگامى به روشنى تحقق مىيابد كه اجزاى سخن، در راستاى موضوعى واحد، به هم پيوسته باشند؛ نه آن گاه كه اعضاى از هم پاشيده آن، پخش و اين طرف و آن طرف، پراكنده باشند و ارتباط محكمى بين آنها موجود نباشد.
گفتهاند: گوينده تا زمانى كه به سخن گفتن ادامه مىدهد، مىتواند هر چه را مىخواهد، به سخنش ملحق سازد؛ يعنى قرائن و دلايل همراه با كلام كه سمت و سو و مسير آن را مشخص مىكند، ولى هنگامى كه سخن پايان پذيرد، دلالت آن كامل شده است و گوينده نمىتواند پس از آن، تفسيرهايى مخالف با ظاهر عبارتهايش ارائه دهد؛ آنسان كه در باب دعاوى و اقرار ثابت شده است.
اكنون، پرسش اين است كه چه دليلى بر حجيت دلالت سياق در قرآن وجود دارد؟ در حالى كه به صورت اجزاى پراكنده و در مناسبتهاى گوناگون نازل شده است.
[١] . المنار، ج ١، ص ٢٢.