تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٠٢ - دروغ پردازان بر ائمه
دروغ پردازان بر ائمه
همان گونه كه دروغپردازانى به رسول خدا دروغ مىبستند، دروغسازانى به امامان- كه عترت پاك هستند- دروغ مىبستند.
[م/ ١٠٧] كشّى به اسناد خود به ابن سنان روايت كرده است كه امام صادق عليه السلام فرمود: «ما خاندانى راستگوييم كه همواره دروغپردازانى بر ما دروغ مىبندند و با دروغهايشان، صدق ما را نزد مردم از بين مىبرند. رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم راستگوترين مردم بود و مسيلمه بر او دروغ مىبست. امير مؤمنان عليه السلام پس از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم راستگوترين آفريده خداوند بود و اين، عبداللَّه بن سبا بود كه بر حضرت دروغ مىبست و با افتراهاى دروغش، در تكذيب صدق ايشان مىكوشيد.»
سپس امام عليه السلام حارث شامى[١] و بنان[٢] را ياد كرد كه بر على بن الحسين عليه السلام دروغ
[١] . حارث بن سعيد، اهل دمشق. وى در ظاهر، اهل عبادت و خشوع بود و خود بزرگ مىشمرد و شيطان او راگمراه كرد، از اين رو مىپنداشت كه به او وحى مىشود و معجزه مىآورَد. وى نزد اهل مسجد مىرفت و عجايبى را به آنان نشان مىداد. هنگامى كه خبرش به عبد الملك رسيد، او را خواست، اما وى به بيت المقدس فرار كرد و در آنجا پنهان شد. آنان پيوسته در پى او بودند تا آن كه دستگير شد. عبد الملك فرمان داد وى را بر دار زنند، آن گاه دستور داد تا به او نيزه زدند وبه همين سبب مُرد. ابن جوزى در« المنتظم» شرح حال وى را در حوادث سال ٦٩ ياد كرده است.( لسان الميزان، ج ٢، ص ١٥١).
[٢] . نام صحيح وى بيان بن سعيد تبّان نهدى، از بنى تميم مىباشد. او ادعا كرد كه جزئى الهى در على عليه السلام حلول كرده است و آيه« وَ هُوَ الَّذِي فِي السَّماءِ إِلهٌ وَ فِي الْأَرْضِ إِلهٌ»( زخرف( ٤٣) ٨٤)؛ را چنين تأويل مىكرد كه إله آسمان، غير از إله زمين و از او بزرگتر است. ذهبى گويد:« بيان معتقد به الوهيت على عليه السلام بود و بر آن بود كه در او، جزئى الهى، متحد با ناسوتش وجود دارد كه اين جزء الهى پس از او، در پسرش محمد بن حنفيه، سپس در پسرش ابو هاشم، سپس در خود او مىباشد.» نوبختى گويد:« بيان ادعا مىكرد كه ابو محمد على بن الحسين عليه السلام به او وصيت كرده است.»
از امام باقر عليه السلام روايت شده است:« بيان به پدرم دروغ مىبست.» امام موسى بن جعفر عليه السلام نيز مىگويد:« هر كس جرأت تعمد دروغ بستنِ به ما را پيدا كرد، خداوند حرارت آهن را به او خواهد چشاند. بيان بر على بن الحسين دروغ بست، پس خداوند حرارت آهن را به او چشاند.» خالد قسرى وى را دستگير كرد و به دار كشيد، آن گاه او و پانزده نفر از اصحابش را با آتش سوزاند.( قاموس الرجال، ج ٢، ص ٤٠٠- ٤٠٥).
در روايت سبعه نيز نام وى، بيان( با ياء) ياد شده است.( رجال كشّى، ج ٢، ص ٥٧٧).