تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٠٠ - مهمترين علل جعل حديث
عباس بن محمد گويد: «از پيرمردى به نام ابن مبادر[١] ياد مىكردم كه همراه ابن عُيَينه بود. در اين هنگام، از يحيى بن معين شنيدم كه مىگفت: او را مىشناسم، عقربها را به مسجد الحرام مىفرستاد تا مردم را نيش بزنند و شبانگاه، در آب وضوى مردم جوهر مىريخت تا صورتهاى آنان سياه گردد. نبايد از وى روايت كرد.»
نوع هجدهم: [روايات جعلى] تدليسگرى كه از راويانِ نديده روايت مىكند:
حجّاج بن أرطاة[٢] و پيروانش از اين دستهاند. آنان از كسانى حديث بازگو مىكردند كه آنها را نديده بودند، از اين رو تدليس مىكردند تا حقيقت معلوم نگردد.
ابو حاتم گويد: «محمد بن منذر از عمر بن شَبَّه از زيد بن يحيى انماطى از شعبة بن عمرو بن مرّه از عبداللَّه بن ابى أوفى، صحابى، روايت كرده است: هنگامى كه گروهى زكات خود را نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مىآوردند، حضرت مىگفت:" بار خدايا، بر آل فلان درود فرست."»
ابو حاتم گويد: «اين حديث را براى حجّاج بن أرطاة بازگو كردم. وى گفت:" اين حديث، اصل است." پس از مدتى شنيدم آن را از عمرو بن مرّه روايت مىكند.
پرسيدم: از او شنيدى؟ گفت:" اگر تو آن را براى من روايت كنى، باكى ندارم كه از او نشنوم." در بين محدّثان چنين افرادى، فراوان هستند.»
[١] . در بعضى از نسخهها، ابن مغادر- كه ناشناس مىباشد- آمده است.
[٢] . حجّاج بن أرطاة بن ثور نخعى، ابو ارطاة كوفى قاضى. وى از زهرى، مكحول و يحيى بن كثير روايتمىكند؛ در حالى كه از آنان نشنيده است. عجلى گويد:« او فقيه و يكى از مفتيان كوفه بود. او فردى متكبر بود و مىگفت:" حبّ جاه مرا هلاك كرد." وى قضاوت بصره را عهدهدار شد.» علما تدليس را عيب او مىدانند. يعقوب بن شيبه گويد:« حديث او سست و در آن اضطرابى فراوان است.» بزّاز گويد:« وى حافظى تدليس گر و خود بين بود.» گفتهاند كه در وى تكبّرى بود كه شايسته اهل علم نيست. اسماعيل قاضى گويد:« به سبب تدليسهاى فراوانش، حديث او مضطرب است.» محمد بن نصر گويد:« ارسال و تدليس و تغيير الفاظ بر حديث او حكم فرماست.»( تهذيب التهذيب، ج ٢، ص ١٩٨). اصمعى گويد:« نخستين قاضى كه در بصره رشوه گرفت، حجّاج بن أرطاة بود.»( ميزان الاعتدال، ج ١، ص ٤٥٩).