تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٢٣ - چگونگى عرضه بر كتاب خدا
هماهنگ نباشد و با روح اصيل شريعت نسازد، بى ترديد، باطل است و بايد به دور افكنده گردد و به پهنه ديوار زده شود؛ مانند:
[م/ ٢٣] روايتى كه درباره كُردها مىگويد: آنان طايفهاى از جنّيان هستند كه خداوند پرده از چهره آنان كنار زده است؛ با آنان درنياميزيد و معامله نكنيد.[١]
روايت ياد شده با اين تصريح قرآن در تنافى است كه همه افراد بشر آفريده از يك نسل و از يك سرچشمه هستند؛ نه در جنس و نه در نسب و نه در گوهر ذاتى، تفاوتى با هم ندارند.
خداى تعالى فرمود: «يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالًا كَثِيراً وَ نِساءً»[٢]؛ «اى مردم، از پروردگارتان كه شما را از" نفس واحدى" آفريد و همسرش را [نيز] از او آفريد و از آن دو، مردان و زنان بسيارى پراكنده كرد، پروا داريد.»
خطاب آيه عام است و همه ملتها، قبايل و اصناف مردم را چه عرب و چه عجم، يكسان فرا مىگيرد.
[م/ ٢٤] رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: «مردم از زمان آدم تا به امروز، همچون دندانههاى شانه [برابر] هستند. عرب بر عجم و سرخ پوست بر سياه پوست، هيچ برترى ندارد؛ جز با تقوا.»[٣]
بنابراين حديث پيش گفته درباره كُردها با صريح كتاب و سنت مأثور، تباين دارد.
بدين سان مفهوم اين سخن حضرت روشن مىگردد:
[م/ ٢٥] «همانا بر هر حق، حقيقتى و بر هر صواب، پرتو درخشانى وجود دارد،
[١] . اين روايت را على بن حكم، از كسى كه براى وى نقل كرده، از ابو ربيع شامى از امام صادق عليه السلام نقل كرده است.( الوسائل، ج ١٧، ص ٤١٦). اين روايت همان گونه كه مشخص است سندى مجهول دارد( چه كسى آن را براى ابن حكم نقل كرده است) افزون بر اين، خليد بن أوفى، معروف به ابو ربيع شامى، توثيق نشده و هيچ رجالى وى را مدح نكرده است.
[٢] . نساء( ٤) ١.
[٣] . حضرت اين سخن را براى كسى فرمود كه از سلمان فارسى خُرده گرفته بود. بنگريد به: بحار الانوار، ج ٢٢، ص ٣٤٨.