تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٢٤ - تحريف ناپذيرى قرآن
مخالفت در اين موضوع، به گروهى از اهل حديث نسبت داده شده است كه روايات ضعيفى را نقل كرده و آنها را صحيح پنداشتهاند؛ اخبارى كه با امثال آنها نمىتوان از سلامت معلوم و قطعى قرآن دست كشيد.[١]
آرى، رواياتى شاذ يا حكاياتى از پيشينيان وجود دارد كه پندار دگرگونى در برخى از واژههاى قرآن را، هرچند به صورت اندك، ايجاد كرده و حشويه و اخبارىهاى اهل حديث را فريفته است؛ به گونهاى كه پنداشتهاند كتاب خدا تحريف شده است؛ كتابى كه از پيش روى آن و از پشت سرش، باطل بدان راه نمىيابد؛ فرو فرستادهاى است از حكيمى ستوده [صفات].
[م/ ٨٢] امام مالك در موطّأ، با سند خود به عمره، دختر عبد الرحمان، از عايشه نقل كرده است: «از جمله آيات نازل شده قرآن، اين جمله بود:" ده بار شير دادن معلوم، موجب محرَميت مىشود،" آن گاه با پنج بار [شير دادن]، نسخ گرديد.
هنگامى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم از دنيا رفت، اين دو آيه جزو قرآن بود و تلاوت مىشد.»[٢]
مسلم نيز در صحيح خود، از طريق مالك و از طريق يحيى بن سعيد، آن را نقل كره است.[٣]
مقصود از اين جمله كه «هنگام از دنيا رفتنِ رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم، اين دو آيه جزو قرآن بود و تلاوت مىشد»، اين است كه هر دوآيه ناسخ و منسوخ در مصحف شريف ثبت شده بود و مسلمانان، حتى پس از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و هرچند به مدتى كوتاه، آنها را تلاوت مىكردند؛ زيرا عايشه مىگويد: «آنها در صحيفهاى زير تخت من بود. چون رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم از دنيا رفت و سرگرم امور مربوط به وفات او
[١] . مجمع البيان، ج ١، ص ٤٢ و ٤٣، با اندكى تصرف و توضيح.
[٢] . موطّأ، ج ٢، ص ٦٠٨؛ تنوير الحوالك فى شرح الموطّأ، ج ٢، ص ١١٨.
[٣] . مسلم، ج ٤، ص ١٦٧؛ دارمى، ج ٢، ص ١٥٧؛ ابو داوود، ج ١، ص ٦٢.