تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٨٠ - ساختار قرآن
ساختار قرآن
ساختار قرآن، ساختار وحيانى است و دست ديگرى در ساختار، چينش واژگان و نظم معانىاش، دخالت نداشته است؛ لفظ و معناى آن، ساخته مستقيم وحى مىباشد.
اين، بدان جهت است كه قرآن، به تصريح خود،[١] كلام اللَّه مىباشد. هيچ گاه كلامى به شخصى نسبت داده نمىشود؛ مگر آن كه او، خود، نظم دهنده و مؤلف ساختار آن سخن باشد. «سَنُقْرِئُكَ فَلا تَنْسى»[٢]؛ «به زودى [قرآن را] بر تو خواهيم خواند و فراموش نخواهى كرد.»
افزون بر آن، قرآن را خداوند بر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم قرائت كرد: «إِنَّ عَلَيْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ. فَإِذا قَرَأْناهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ»[٣]؛ «در حقيقت، گرد آوردن و خواندن آن بر [عهده] ماست.
چون آن را برخوانديم، از آن پيروى كن.»
نيك روشن است كه قرائت و نيز تلاوت، تنها بر كلام داراى ساختار صدق مىكند، نه بر صِرف القاى معانى.
پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم نيز همان قرآن را قرائت مىكرد و بر اصحاب مىخواند. از طرفى، قرائت و تلاوت، تنها با واژگان و عبارتهاىِ بيانگر آن قرائت و تلاوت است؛ نه صرفِ بيان معانى؛ به گونهاى كه واژگان از خود قارى باشد؛ وگرنه سخن خود او بود كه تنها، معنايى را حكايت مىكرد.
در بسيارى از تعابير قرآن، دلالتى آشكار بر اين نكته وجود دارد كه قرآن، ساخته وحى است و نه غير آن؛ براى نمونه واژه «قُل» (بگو) در آغاز برخى از آيات آمده است. اگر قرآن انشاء پيامبر و از ساختههاى او بود، كاربرد چنين واژهاى شايسته
[١] .« وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلامَ اللَّهِ»( توبه( ٩) ٦)؛« اگر مشركى از تو پناه خواست، پناهش ده تا كلام خدا را بشنود.» در روايت نيز آمده است:« كسى كه سخن مرا با رأى خود تفسير كند، به من ايمان نياورده است.»( امالى صدوق، ص ٥٥).
[٢] . اعلى( ٨٧) ٦.
[٣] . قيامت( ٧٥) ١٧ و ١٨.