تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٦٦ - ديدگاههاى گوناگون درباره حروف مقطعه
براى خلق بازگويد.)
[م/ ١٩١] سيد رضى الدين، ابن طاووس از «حقايق التفسير»، نوشته ابو عبدالرحمان، محمد بن حسين سُلَمى از امام جعفر بن محمد صادق عليه السلام روايت كرده است كه حضرت فرمود: «الم، رمز و اشارتى است بين خداى تعالى و حبيبش محمد صلى الله عليه و آله و سلم كه خداوند خواسته است كسى جز خودشان از آن آگاهى نيابد؛ آن را به صورت حروف ياد كرد تا از چشم ديگران به دور باشد و رمزى باشد كه تنها بر آن دو آشكار گردد.»[١]
[م/ ١٩٢] ابن منذر و ابو الشيخ ابن حيّان در تفسير، از داوود بن هند روايت كردهاند كه وى گفت: «از شعبى درباره آغاز سورهها مىپرسيدم. او گفت:" اى داوود، هر كتاب رازى دارد و راز قرآن، حروف آغاز سورهها مىباشد. آنها را رها كن و چيز ديگرى بپرس."»[٢]
علامه بلاغى گويد: «جاى شگفتى نيست كه در قرآن، گفت و گوهاى رمزى با اشارات خاص، خطاب به پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و امناى وحى وجود داشته باشد.»[٣]
ابن بابويه، ابو جعفر صدوق گويد: «علت ديگر فرو فرستادن حروف مقطعه در اوايل اين سورهها آن است كه شناخت آنها، ويژه اهل عصمت و طهارت باشد تا بدان، دليلها اقامه كنند و با آن معجزههايى آشكار سازند. اگر خداى تعالى شناخت حروف مقطعه را براى همه مردم ممكن مىساخت، خلاف حكمت و موجب فساد در تدبير بود.»[٤]
اين ديدگاه برگزيده بيشتر اهل نظر است. در سخن عرب نيز نمونههايى از
[١] . سعد السعود، ص ٢١٧؛ بحار الانوار، ج ٨٩، ص ٣٨٤. در چاپ اخير چنين آمده است:« و گفته شده:" الم" سرّ حق با حبيبش صلى الله عليه و آله و سلم مىباشد و سرّ حبيب دست نيافتنى است. آيا نمىبينى كه جضرت مىگويد:" اگر مىدانستيد آنچه را من مىدانم"؟ منظور حضرت حقايق سرّ حق است كه همان حروف مفرد در قرآن مىباشد.»( تفسير سلمى، ج ١، ص ٤٦).
[٢] . الدرّ، ج ١، ص ٥٩.
[٣] . آلاء الرحمان، ج ١، ص ٦٤.
[٤] . كمال الدين، ص ٦٤٠؛ بحار الانوار، ج ٨٩، ص ٣٨١ و ٣٨٢.