تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٦٤ - دانشمندان نامى پس از تابعان
لقمانِ (يا سلمان) زمان خود بود؛ چه، او محضر چهار امام را درك كرد و در خدمت آنان بود: امام سجاد، امام باقر، امام صادق و امام كاظم عليهم السلام.»[١]
ابن نديم درباره او مىگويد: «او از نخبگان ثقات است.»[٢] سيد صدر مىگويد:
«بزرگِ شيعيان كوفه بود كه همه از سخنش شنوايى داشتند.» روايات تفسيرى او قابل اعتماد است و طبرى، ثعلبى، ابن كثير و ديگران بر آن تكيه كردهاند. حاكم [نيشابورى] احاديث او را نقل كرده و صحيح دانسته است؛ نيز ديگر محدثان برجسته همچون ترمذى، ابن ماجه، خطيب، ابن ابى شيبه، طحاوى و مانند آنان.
ابو حمزه ثمالى تفسيرى دارد كه استاد عبد الرزاق حرز الدين آن را گرد آورده است.[٣] وى در سال ١٤٨ از دنيا رفت.
١١. ابن ابى ليلى، ابو عبد الرحمان، محمد بن عبد الرحمان بن ابى ليلى انصارى كوفى فقيه: عجلى گويد: «وى فقيهى سنت شناس، بسيار راستگو، آگاه به قرآن و [در شمار] شريفترين مردم بود.» او منصب قضاوت كوفه را در در عهد يوسف بن عمر ثقفى بر عهده داشت.[٤] وى در سال ١٤٨ درگذشت.
١٢. شِبْل بن عَبّاد، ابو داوود مكى: وى از قاريان مفسر بود. او از ابو طفيل، ابن كثير، ابن سهل بن سعد ساعدى، زيد بن اسلم، سويد بن حجير، ابن ابى نجيح و ديگران روايت كرده است. او در سال ١٤٨ و بنا بر قولى، پس از سال ١٥٠ درگذشت.
١٣. ابن جُرَيج، عبد الملك بن عبد العزيز بن جُرَيج، رومى تبار: وى از گنجينههاى دانش بود كه فقيه و امام اهل حرم مكه شد. وى نخستين كسى است كه گردآورى، تدوين و تبويب حديث را در مكه به عهده گرفت. او از عطاء بن ابى رباح، ابن ابى طلحه، زيد بن اسلم، صالح بن كيسان، طاووس، ابن ابى مليكه، عطاء خراسانى، عمرو بن دينار و گروهى بسيار، روايت كرده است. شيخ او را از
[١] . اختيار معرفة الرجال، ج ٢، ص ٤٥٨.
[٢] . الفهرست، ص ٧٠.
[٣] . اين تفسير در سال ١٤٢٠ ق چاپ شد.
[٤] . سير اعلام النبلاء، ج ٦، ص ٣١٠- ٣١٢.