تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٩١ - مهمترين علل جعل حديث
نوع دوم: احاديث ساختگى فريبخوردگان به پندار رضاى خدا: ابو حاتم گويد: «برخى از آنان، فريبخوردگان شيطان هستند؛ به گونهاى كه براى تشويق به كار خير و ذكر فضايل و باز داشتن از گناهان و مجازات آن، حديث جعل مىكنند و بر مشايخ ثقات مىبندند و مىپندارند كه در برابر آن، پاداش مىگيرند. آنان اين سخن پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را كه" هر كس به عمد، بر من دروغ بندد ..." تأويل برده، مىپندارند به سود پيامبر دروغ مىگويند، نه بر ضد او! آنها مىگويند: مقصود از دروغ بستن بر حضرت [كه در حديث آمده] نسبت دادن سحر يا شعر يا كهانت به ايشان است.»
ابو حاتم گويد: «احمد بن محمد جواربى در واسط براى من از على بن عبدالرحمان بن مغيره نقل كرد كه شنيدم ابو صالح مىگويد: شنيدم بقيّه (همان ابن وليد است كه بى محابا، از هر زنده و مردهاى روايت مىكرد) مىگفت: شنيدم ابراهيم بن ادهم[١] درباره اين حديث مىگويد: مراد آن است كه كسى بگويد: پيامبر، ساحر يا شاعر يا كاهن است.»
او ادامه مىدهد: «شنيدم عبداللَّه بن جابر بطرسوس مىگويد: شنيدم جعفر بن محمد ازدى مىگويد: شنيدم محمد بن عيسى طبّاع مىگويد: شنيدم ابن مهدى[٢] به ميسرة بن عبد ربّه[٣] مىگويد: اين احاديث را از كجا آوردهاى كه" هر كس چنين چيزى [آيه يا سورهاى] را قرائت كند، چنان پاداشى دارد؟" گفت: خودم آنها را جعل كردم تا مردم را به خواندن آنها ترغيب كنم.»
[١] . وى ابو اسحاق عجلى بلخى زاهد است كه ساكن شام بود. ابن حِبّان گويد:« وى از ثقات است. او بر تلاشو فقه و پرهيزگارى هميشگى و سخاوت فراوان، شكيبا بود تا آن كه در سال ١٦١، در سرزمين روم درگذشت.» نسائى گويد:« وى ثقه، مورد اعتماد و يكى از زهّاد است.» دارقطنى مىگويد:« هرگاه ثقهاى از او روايت كند، فردى صحيح الحديث مىباشد!»( تهذيب التهذيب، ج ١، ص ١٠٣).
[٢] . وى عبد الرحمان بن مهدى بن حسان عنبرى، ابو سعيد بصرى، حافظ، امام و شخصيتى برجسته است.( تهذيب التهذيب، ج ٦، ص ٢٧٩).
[٣] . وى از كسانى بود كه مجعولات را از قول ثقات روايت مىكرد و حديث مىساخت. او صاحب حديثطولانى فضايل قرآن است؛ چنان كه خواهد آمد.( لسان الميزان، ج ٦، ص ١٣٨).