تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٦٠ - تأويل نزد صاحب دلان
[م/ ٣٧] وابصة بن معبد از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم درباره نيكى و گناه پرسيد. حضرت فرمود: «اى وابصه، از دلت بپرس. كار خوب، آن است كه جان و دل بدان آرامش مىيابد و گناه، آن است كه بر دلت (نفْست) تأثير مىنهد و در سينه، سرگردان باشد (عقل در آن ترديد كند)؛ هرچند مردم، آن را براى تو تجويز كنند.»[١]
اين دل، خود، زبانى ويژه دارد؛ چنان كه وضع و عقل، هر كدام، زبان خاص خود را دارند. اگر زبان وضع، با الفاظ درك مىشود و با واژگان بيان مىگردد، زبان دل با ذوق و اشراق درك مىشود؛ چيزى كه بيانِ آن در قالب الفاظ و عبارات نمىگنجد، بلكه با رمزها و اشارهها مىتوان آن را برنمود.
افزون بر آن، اين اشارات- كه واردات قلبى را بيان مىكنند- واقعيتى مشروع دارند كه اين حديث مأثور، آن را تأييد مىكند: «هر آيه، ظهر و بطنى و حدّ و مطلعى دارد.»
بنابراين صاحبدلان، پيروِ شريعتاند و نه بدعت گذار. خداوند آنها را ويژه اسرار خود ساخته و ملكوت انوارش را به آنان سپرده است تا در دل تاريكىها، چراغهاى هدايت باشند.[٢]
سعد الدين تفتازانى مىگويد: «اين اعتقاد برخى از محققان برآمده از كمال ايمان و خلوص عرفان است: نصوص، به ظواهر خود باز مىگردد و با اين حال، در آنها اشاراتى پنهان به نكاتى دقيق وجود دارد كه بر اهل سلوك، آشكار مىگردد؛ اشاراتى كه تطبيق آنها بر ظواهر مقصود، امكانپذير مىباشد.»[٣]
بنابراين اشاره[٤]، ترجمان تجلىها و مشاهداتى است كه در دلها افكنده مىشود و اشارتى به افاضه اسرار و ظرايف سخن خدا و رسول است كه خداوند بر آفريدگان به گزيدهاش عطا مىكند.
استاد حسن عباس زكى در مقدمهاش بر تفسير قشيرى مىگويد: از اين جاست
[١] . مسند احمد، ج ٤، ص ٢٢٨.
[٢] . بنگريد به: الموافقات، ج ٣، ص ٣٨٢.
[٣] . شرح عقايد نسفيه، ص ١٢٠.
[٤] .[ تفسير باطنى].