تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٩ - تأويل نزد صاحب دلان
[م/ ٣٥] چنان كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: «شرك در امت من، نهانتر از خراميدن مورچه بر سنگ صاف است.»[١]
تسترى گويد: «اين، باطن آيه است، اما ظاهر آيه، همان مشركان عرب هستند كه به خدا ايمان دارند؛ چنان كه خداى تعالى فرمود: «وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ»[٢]. با اين حال، آنان مشركاند كه به برخى از پيامبران ايمان دارند و به برخى ديگر نه.»[٣]
بنابراين وى ظهر و بطن قرآن را در هم نياميخته و هر يك را با رعايت امانت، جداگانه ياد كرده است. افزون بر آن، برداشت بطن ياد شده، مستند به روايت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم است و از سوى ديگر، برداشت مفهوم كلى آيه با در نظر گرفتن مناسبت نزديك است- چنانكه در گذشته گفتيم- بنابراين همه شرايط تأويل صحيح را دارد.
آرى، فروآوردن قرآن تا مرز زبان- كه گنجايش آن، محدوده وضع مىباشد- مانع از رهيافتن آن به فراتر از سراپردههاى غيب و موجب بسته شدن باب فهمى است كه گنجايش آن، عقل رشيد و پشتيبانش، ادراكاتى است كه عرصه آن، فراتر از عقل مىباشد.
آرى، اين همان دل مىباشد كه مرز مشخصى ندارد؛ چه، عرش فرود تجلّىهاى پروردگار متعال بر كشور جسم است.
[م/ ٣٦] چنان كه در حديث قدسى آمده است: «نه آسمان و نه زمينم گنجايش مرا ندارند، ولى دل بنده مؤمنم، گنجايش مرا دارد.»[٤] اين همان دلى است كه خداوند آن را ويژه سپردن اسرار ساخت و انسان به هنگام سرگردانى، بايد راه را از او جويا شود.
[١] . حاكم، ج ٢، ص ٢٩١؛ الكامل، ج ٧، ص ٢٤٠.
[٢] . زخرف( ٤٣) ٨٧:« اگر از آنان بپرسى كه چه كسى آنان را آفريده است، همانا خواهند گفت: خدا.»
[٣] . تفسير تسترى، ص ٨٣.
[٤] . بحار الانوار، ج ٥٥، ص ٣٩.