تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٨٢ - تفسير بسمله
[١/ ٣٢٣] ابن ابى حاتم از ضحّاك از ابن عباس چنين روايت كرده است: «رحيم:
مهربان و همدم كسى كه دوست دارد به او ترحم كند؛ و بسيار دور نسبت به كسى كه مىخواهد وى را سخت عذاب كند.»[١]
[١/ ٣٢٤] همو با سند خود به ابى الاشهب از حسن روايت كرده: «رحمان، نامى است كه مردم نمىتوانند به خود نسبت دهند، بلكه صرفاً خداى تعالى بدان ناميده مىشود.»[٢]
[١/ ٣٢٥] طبرى از حسن روايت كرده كه رحمان، نامى ممنوع است[٣]؛ يعنى اطلاق آن بر غير خداى تعالى روا نيست؛ چرا كه دلالت آن بر گستره فراگير رحمت خداى تعالى، موجب مىگردد توصيف غير خداوند به آن جايز نباشد.
در لسان العرب از حسن نقل شده: «رحمان نامى ممنوع است و غير خدا به آن ناميده نمىشود، ولى گاه گفته مىشود: مردى رحيم.»[٤]
[١/ ٣٢٦] بيهقى از ابن عباس روايت كرده است: «رحمان به معناى" رفيق" و رحيم به معناى" مهربان بر خلق خود از طريق روزى دادن" مىباشد. رحمان و رحيم، دو نام" رقيق"[٥] هستند كه يكى از ديگرى رقيقتر است.»[٦]
[١/ ٣٢٧] ابن ابى حاتم از خالد بن صفوان تميمى درباره «الرحمان الرحيم» روايت كرده: «آنها دو نام" رقيق" هستند و يكى از ديگرى رقيقتر است.»[٧]
[١/ ٣٢٨] ابو على فارسى گويد: «رحمان، نامى عام براى همه انواع رحمت است كه اين نام ويژه خداى تعالى مىباشد. رحيم نيز ويژه مؤمنان است.»[٨]
از ابىعُبَيْده چنيننقل شده است: «رحمان: داراى رحمت، رحيم: او رحمتگر است. تكرار اين دو واژه گونهاى تأكيد است؛ چنان كه مىگويند: ندمان و نديم.»[٩]
[١] . ابن ابى حاتم، ج ١، ص ٢٦.
[٢] . همان.
[٣] . طبرى، ج ١، ص ٨٩؛ الدرّ، ج ١، ص ٢٤.
[٤] . لسان العرب، ج ١٢، ص ٢٣١.
[٥] .[ توضيح مفهوم رقيق خواهد آمد.]
[٦] . الأسماء و الصفات، ج ١، ص ٥١.
[٧] . ابن ابى حاتم، ج ١، ص ٢٨.
[٨] . قرطبى، ج ١، ص ١٠٥.
[٩] . التبيان، ج ١، ص ٣٠.