تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٨٣ - تفسير بسمله
جوهرى گويد: «رحمان و رحيم، دو اسم مشتق از رحمت هستند؛ همچون ندمان و نديم كه در لغت به يك معنايند. تكرار دو اسم در صورت تفاوت اشتقاق آنها، براى تأكيد جايز است؛ چنان كه گفته مىشود: فلانى جادّ و مجدّ است. البته رحمان نامى ويژه خداى تعالى مىباشد و نامگذارى و توصيف بدان، براى غير او جايز نيست.
آيا نديدى كه خداوند متعال فرمود: «قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ»[١]. خداوند رحمان را عِدل نامى قرار داده است كه ديگران در آن شريك نمىباشند.»[٢]
ابن منظور افزوده است: «اين دو، از ساختارهاى مبالغه هستند و رحمان مبالغه بيشترى نسبت به رحيم دارد. غير خداى تعالى با رحيم توصيف مىگردد و گفته مىشود: مردى رحيم، اما گفته نمىشود: رحمان.»[٣]
ازهرى گويد: «كاربرد رحمان، تنها براى خدا جايز است." فَعْلان" از ساختارهاى مبالغه در وصف مىباشد؛ بنابراين رحمان، كسى است كه رحمت او همه چيز را فرا گرفته است: «وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ»[٤]، پس كاربرد رحمان براى غير خدا جايز نيست.»[٥]
[١/ ٣٢٩] از عكرمه نقل شده است: «رحمان با يك رحمت و رحيم با صد رحمت.»[٦]
اين سخن با فراگيرى رحمت رحمانى عام، منافاتى ندارد؛ چرا كه اين رحمت يكى است، ولى فراگير، اما رحمت رحيمى، عنايت فراوانى است كه با همه ابعاد و زواياى خود سرازير مىگردد.
[١/ ٣٣٠] طبرسى گويد: اين معنا را عكرمه از سخن پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم اقتباس كرده است كه فرمود: «خدا صد رحمت دارد و يكى را به زمين فرود آورد و بين
[١] . اسراء( ١٧) ١١٠:« بگو: اللَّه را بخوانيد يا رحمان را بخوانيد.»
[٢] . صحاح جوهرى، ج ٥، ص ١٩٢٩.
[٣] . لسان العرب، ج ١٢، ص ٢٣١. گويا اين قسمت از نسخه چاپ شده صحاح جوهرى افتاده است.
[٤] . اعراف( ٧) ١٥٦.
[٥] . لسان العرب، ج ١٢، ص ٢٣١.
[٦] . مجمع البيان، ج ١، ص ٥٤.