تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٥٦ - بسمله؛ آيهاى قرآنى
الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» يك آيه است.»[١]
[١/ ٢٦٧] ابو عبيد، ابن سعد در الطبقات، ابن ابى شيبه، احمد، ابو داوود، ابن خزيمه، ابن انبارى درمصاحف، دارقطنى، حاكم- در حالى كه اين روايت را صحيح دانسته است- بيهقى، خطيب و ابن عبد البر، هر دو، در كتاب المسأله، از امّ سلمه روايت كردهاند كه وى گفت: «پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم اين گونه مىخواند: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ. الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ ...» تا مىرسيد به «وَ لَا الضَّالِّينَ». حضرت قرائت خود را آيه آيه، قطع مىكرد و آنها را شمرده مىخواند و «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» را [يك آيه] مىشمرد، ولى «عَلَيْهِمْ» را نمىشمرد.»[٢]
مقصودش از ين كه «عَلَيْهِمْ» را نمىشمرد، آن است كه حضرت «صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ» را يك آيه به شمار نمىآورد و قرائت خود را در اين قسمت قطع نمىكرد. اين، ردّى است بر كسى كه اين بخش را يك آيه پنداشته است تا هفت آيه سوره، بدون «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» كامل گردد.
در مصحفها نيز چنين ثبت شده و در قرائت مشهور، آيه هفتم، همان «صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لَا الضَّالِّينَ» است و بسمله، آيه اول سوره در نظر گرفته شده است.
[١/ ٢٦٨] ابن انبارى در مصاحف از امّ سلمه روايت كرده است: «رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم اين گونه قرائت كرد: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ. الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ. الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ. مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ. إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ. اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ. صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لَا الضَّالِّينَ» و فرمود:" اينها هفت
[١] . الدرّ، ج ١، ص ١٢؛ دارقطنى، ج ١، ص ٣١١؛ بيهقى، ج ٢، ص ٤٥؛ كنز العمّال، ج ٢، ص ٢٩٦ و ٢٩٧؛ ابن كثير، ج ١، ص ١٠، با اين عبارت:« بيهقى از على عليه السلام، ابن عباس و ابو هريره روايت كرده است كه آنان عبارت:« سَبْعاً مِنَ الْمَثانِي» در آيه را به فاتحه تفسير كرده و گفتهاند: بسمله آيه هفتم آن است.»
[٢] . الدرّ، ج ١، ص ١٩؛ فضائل القرآن، ص ٧٤؛ الطبقات، ج ١، ص ٣٧٦؛ المصنّف، ج ٢، ص ٤٠٢؛ مسند احمد، ج ٢، ص ٣٠٢؛ ابو داوود، ج ٢، ص ٢٤٨؛ ابن خزيمه، ج ١، ص ٢٤٨ و ٢٤٩؛ دارقطنى، ج ١، ص ٣٠٦؛ حاكم، ج ١، ص ٢٣٢؛ بيهقى، ج ٢، ص ٤٤؛ ابو الفتوح، ج ١، ص ٤٧.