تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٣٨ - نمونههايى از نقد محتوايى حديث
هفت نسل پس از او، وارد بهشت نگردند.»
ابن جوزى نخست، در اين احاديث مناقشه سندى كرده و از زبان پيشوايان، وجوهى را براى تضعيف سند اين روايات ياد كرده است. وى در پايان مىگويد:
«زنازاده چه گناهى دارد كه از ورود به بهشت منع گردد. احاديث ياد شده مخالف اصول و به ويژه مفاد اين آيه است: «وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى»[١].»[٢]
استاد علامه طباطبايى درباره قصه هاروت و ماروت و افسانههاى پيرامونى آن مىگويد: «اين ماجرا، قصهاى خرافى است و به فرشتگان ارجمند مطالبى را نسبت مىدهد كه مخالف نصّ قرآن، مبنى بر پاكى و طهارت ساحت آنان از آلودگىها و پليدىهاست.»[٣]
خداى تعالى فرمود: «بَلْ عِبادٌ مُكْرَمُونَ. لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ»؛[٤] «بلكه [فرشتگان] بندگانى ارجمندند، كه در سخن بر او پيشى نمىگيرند و خود، به دستور او كار مىكنند.» «لا يَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ»[٥]؛ «از دستورهاى خدا سرپيچى نمىكنند و آنچه را مأمورند، انجام مىدهند.» در تفسير آيه «الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَلْبِسُوا إِيمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ»[٦].
[م/ ٤٧] روايتى را فريابى و ديگران از على عليه السلام نقل كردهاند كه فرمود: «اين آيه صرفاً درباره ابراهيم و اصحاب او نازل گرديده است و نه درباره اين امت.»[٧]
علامه در اين باره مىگويد: ظاهر روايت ياد شده با اصول كلى به دست آمده از كتاب و سنت سازگارى ندارد. دلالت آيه ياد شده فراگير است؛ زيرا ايمان و همه آثار و مراتبش و نيز ظلم و مراتب و پيامدهاى منفىاش امرى است مرتبط با فطرت انسان و دستآوردهاى انسانىِ به وديعت نهاده شده در آفرينش او و اين مسأله با
[١] . انعام( ٦) ١٦٤:« هيچ كس بار[ گناه] ديگرى را بر نمىدارد.»
[٢] . الموضوعات، ج ٣، ص ١١١.
[٣] . الميزان، ج ١، ص ٢٤١.
[٤] . انبياء( ٢١)، ٢٦ و ٢٧.
[٥] . تحريم( ٦٦) ٦.
[٦] . انعام( ٦) ٨٢:« كسانى كه ايمان آورده و ايمان خود را به شرك نيالودهاند، آنان راست ايمنى و ايشان راه يافتگاناند.»
[٧] . الدرّ، ج ٣، ص ٣٠٩.