تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٤٠ - نمونههايى از نقد محتوايى حديث
صاحب كتاب احتجاج روايت ياد شده را از ابو حمزه ثمالى نقل كرده كه وى گفته است: «شنيدم على بن الحسين عليه السلام با مردى از قريش سخن مىگفت ...»[١]
استاد علامه طباطبايى ذيل حديث امام سجاد عليه السلام مىنويسد: «اين حديث موافق ظاهر قرآن و هماهنگ با دليل عقل است.»[٢]
ايشان سپس در تعليل اين ديدگاه[٣] مىگويد: «ظاهر آيه مىگويد كه نسل بشر به آدم و همسرش، حوّا منتهى مىگردد؛ بى آن كه شخص ديگرى شريك آنان باشد؛ چراكه خداى تعالى فرمود: «وَ بَثَّ مِنْهُما»[٤] (از آن دو، [مردان و زنان بسيارى] منتشر ساخت) و نفرمود: از آن دو و ديگران؛ بنابراين ازدواج در طبقه نخستِ پس از آدم و همسرش؛ (فرزندان بى واسطه آنان) بين برادران و خواهران (ازدواج پسران با دختران) واقع شده است؛ زيرا مردان و زنان در آن دوره، منحصر در همين افراد بودند. اين جواز هم مانعى ندارد؛ چرا كه اين حكم، حكمى تشريعى است و اختيار آن با خدا و براساس مصلحتى است كه او در نظر مىگيرد، از اين رو ممكن است روزى مباح شود و روزى ديگر حرام. «وَ اللَّهُ يَحْكُمُ لا مُعَقِّبَ لِحُكْمِهِ»[٥] (خداست كه حكم مىكند، براى حكم او بازدارندهاى نيست).»[٦]
بنگر كه چگونه وى تك روايتى مرسل را بر روايات مستفيض ديگر ترجيح مىدهد.
تنها دليل او نيز هماهنگى روايت با ظاهر كتاب و اعتبار عقلى است. همچنين در روايات پيشين، افزون بر مخالفت با ظاهر قرآن، مطلب نامأنوسى آمده است كه عقل و نيز علم آن را ردّ مىكند. چگونه زاد و ولد از ازدواج دو جنس مختلف، امكانپذير است؟ از آن گذشته، چگونه زيبايى و كارهاى شايسته از سرچشمهاى غير بشرى مىجوشد؟ نيز زشتىهاى صورت و سيرت برآمده از
[١] . احتجاج، ج ٢، ص ٤٣ و ٤٤.
[٢] . الميزان، ج ٤، ص ١٥٧.
[٣] .[ موافقت حديث ياد شده با ظاهر قرآن و دليل عقل].
[٤] . نساء( ٤) ١.
[٥] . رعد( ١٣) ٤١.
[٦] . الميزان، ج ٤، ص ١٤٥ و ١٤٦.