تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٠٤ - دروغ پردازان بر ائمه
حمزه زبيدى[١] و صائد نهدى[٢] را ياد كرد و فرمود: «خدا آنان را لعنت كند. پيوسته دروغپرداز و سست انديشهاى وجود دارد كه بر ما دروغ بندد. خداوند ما را از آسيب هر دروغگو كفايت كند و حرارت آتش را به آنان بچشاند.»[٣]
[م/ ١٠٨] كشّى با سند خود به ابو بصير روايت كرده است كه وى گفت: از امام باقر عليه السلام شنيدم كه مىگفت: «حكم بن عُتيبه[٤]،
[١] . حمزة بن عمارة بربرى. او گمان مىكرد امام باقر عليه السلام هر شب نزد او مىآيد. امام صادق عليه السلام وى را تكذيبكرد و فرمود:« به خدا سوگند دروغ گفته است. تنها شيطان نزد او مىرود كه پيوسته رنگ عوض مىكند. ابليس شيطانى را مسلط كرده است كه در بهترين شكلى كه بخواهد، نزد مردم آيد. به خدا سوگند، او نمىتواند به صورت پدرم درآيد. ابليس نمىتواند به شكل پيامبرى يا وصى پيامبرى درآيد.» شيعه از وى بيزارى جسته است؛ جز دو نفر از نهد: صائب و بيان.( قاموس الرجال، ج ٤، ص ٤١).
[٢] . كشّى با سند خود به بريد عجلى روايت كرده است كه وى گفت:« از امام صادق عليه السلام درباره اين سخن خداوند پرسيدم:« هَلْ أُنَبِّئُكُمْ عَلى مَنْ تَنَزَّلُ الشَّياطِينُ. تَنَزَّلُ عَلى كُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ»( شعراء( ٢٦) ٢٢١ و ٢٢٢)؛( آيا شما را خبر دهم كه شياطين بر چه كسى فرود مىآيند؟ بر هر دروغزن گناهكار فرود مىآيند.) فرمود:" آنان هفت نفرند: مغيرة بن سعيد، بيان، صائد نهدى، حارث شامى، عبداللَّه بن حارث، حمزة بن عماره بربرى و ابو الخطاب."»( رجال كشّى، ج ٢، ص ٥٧٧ و ٥٩١، در شرح حال عبداللَّه بن عمرو بن حارث كه شرح حال او خواهد آمد.)
[٣] . رجال كشّى، ج ٢، ص ٥٩٣.
[٤] . حَكَم بن عتيبة بن نحاس بن حنظله، قاضى معروف كوفه. وى بَتَرى بود.( براى آگاهى از گروه بَتَريّه بنگريدبه: رجال كشّى، ج ٢، ص ٤٩٩) بتريّه اصحاب كثير النوا بودند كه در ولايت[ امير مؤمنان]، بين ديدگاههاى موافقان و مخالفان را جمع كرده بودند. امام صادق عليه السلام حكَم را دروغپرداز نسبت به پدرش، امام باقر عليه السلام معرفى كرده است. كشّى با سند خود به عيسى بن ابى منصور و ابو اسامه و يعقوب احمر روايت كرده است كه گفتند:« نزد امام صادق عليه السلام نشسته بوديم كه زرارة بن اعين وارد شد. وى به حضرت گفت:" حكم بن عُتيبه از پدرت روايت كرده است كه به وى فرمود:" نماز مغرب را پايينتر از مزدلفه بخوان." امام صادق عليه السلام با سه سوگند، به او فرمود:" هرگز اين مطلب را پدرم نگفته و حكم بن عتيبه بر پدرم دروغ بسته است."»( رجال كشّى، ج ٢، ص ٤٦٨).