تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٥١ - نمونههايى از نقد محتوايى حديث
در حالى كه نزول نيافته است. اين مسأله روشن مىباشد و نياز به توضيح ندارد.»[١]
بنگر كه چگونه وى روايات ياد شده را- با وجود سندهاى صحيحى كه براى آنها گفته مىشود- به گونهاى قاعده مند بررسى كرده و با روشى علمى و در پرتو هدايت قرآن و نور عقل رشيد، به نقد كشيده است.
مفسر ژرفانديش، سيد قطب نيز همين شيوه را در پيش گرفته، مىگويد: «اين روايات با اصول عصمت پيامبر در فعل و تبليغ، مخالف است. نيز اين روايات با اين اعتقاد كه هر كردار و گفتار او، سنت و شريعت مىباشد، نمىسازد. افزون بر اين، روايات ياد شده در مقابل تصريح قرآن مبنى بر نفى مسحور بودن پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و تكذيب اين اتهام مشركان قرار مىگيرد، بدين جهت ما اين روايات را دور [از حقيقت] مىشمريم. از طرفى، اخبار واحد در باب عقيده، پذيرفتنى نمىباشد و مرجع، قرآن مىباشد. تواتر، شرط پذيريش احاديث در اصول اعتقادى است؛ در حالى كه اين روايات متواتر نيستند. افزون بر آن، بنابر ديدگاه صحيحتر، اين دو سوره [معوذتين] در مكه نازل شدهاند و همين نكته، اساس روايات ياد شده را سست مىكند.»[٢]
سيد محمد رشيد رضا گويد: «اگر روايات، همچون نقد سندى، از جهت مفاد متن نيز به نقد كشيده مىشد، متون روايات بر بسيارى از سندها، نقض وارد مىساخت.»[٣]
ما درباره پندار واهى سحر شدن پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و ساختگى بودن روايات آن، به صورت كامل بحث كردهايم.[٤]
همچنين محقق ژرف انديش و آگاه، علامه تسترى در كتاب خود «الاخبار
[١] . تفسير شيخ محمد عبده، جزء عمّ، ص ١٨١ و ١٨٢.
[٢] . فى ظلال القرآن، ج ٨، ص ٧١٠.
[٣] . المنار، ج ٣، ص ١٤١.
[٤] . بنگريد به: التمهيد فى علوم القرآن، ج ١، ص ١٩١- ١٩٦. استاد علامه طباطبايى در اين جا گفتارى نامأنوس و شگرف مطرح كرده است. بنگريد به: الميزان، ج ٢، ص ٥٥٠ و ٥٥١.