تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢١ - فضايل قرآن
اين سخن حضرت: «آن را به سخن درآوريد كه هرگز سخن نمىگويد»؛ يعنى بايد در قرآن تدبر كرد و در باطن آن، ژرف انديشيد و براى استنباط معانى آن، نهايت توان را به كار برد؛ چرا كه قرآن، ظاهرى محدود به شأن نزولها دارد و باطنى گسترده به پهناى آفاق. مهم، باطن قرآن است كه همان تأويل قرآن؛ يعنى مفهوم كلىِ استخراج شده از مفهوم عام آيه مىباشد.
[م/ ١٣] امام ابو عبد اللَّه، حسين بن على عليه السلام مىفرمايد: «كتاب خداوند بر چهار چيز (بيان) است: عبارت، اشاره، لطايف و حقايق. عبارت براى عموم (عامه مردم)، اشاره براى خواص (ژرفانديشان)، لطايف (ظرافتها و رموز) براى اوليا (مقربان به ساحت قدس والا) و حقايق (كه در ملاكات احكام و شرايع وجود دارد،) براى پيامبران (پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم و وارثان و گنجينههاى دانش او) مىباشد.»[١]
شايد فاخرترين توصيف قرآن، در اين روايت آمده باشد:
[م/ ١٤] امام جعفر بن محمد صادق عليه السلام فرمود: «خداوند براى آفريدگانش، در كلام خود تجلّى يافت، ولى آنان نمىبينند.»[٢]
آرى، به يقين، خداوند با همه اوصاف بلند خود، در قرآن تجلّى كرد و از آغاز آفرينش تا رسيدن به رضوان، عنايتش را به انسان مبذول داشت.
[م/ ١٥] رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: «برترى قرآن بر ديگر سخنان، چونان برترى خداوند بر آفريدگانش است.»
[م/ ١٦] نيز فرمود: «قرآن ثروتى است كه بدون آن، توانگرى محقق نمىشود و با وجود آن، فقرى نخواهد بود.»
[م/ ١٧] همچنين فرمود: «قرآن، سفره ميهمانى خداوند است، پس تا مىتوانيد از اين ميهمانى برگيريد. به راستى، اين قرآن ريسمان الهى، نور آشكار و شفاى سودمند است.»
[١] . شرح حديث را با متن آن درآميختيم. جامع الاخبار، ص ١١٦؛ بحار الانوار، ج ٨٩، ص ٢٠.
[٢] . بحار الانوار، ج ٨٩، ص ١٠٧.