تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٣٠ - تفسير«الحمد لله»
ريسمان او و طلب فزونى معرفت پروردگار و كبريائى و عظمت او مىباشد.
«صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ» پافشارى در درخواست و رغبت [به هدايت] و يادآورى نعمتهاى پيشين او بر اوليائش و رغبت به چنين نعمتهايى است.
«غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ» پناه جستن [به خدا] است از اين كه در زمره معاندانِ كافر و از كسانى باشد كه او و امر و نهى او را بى اهميت مىشمرند.
«وَ لَا الضَّالِّينَ» تمسك به اوست تا مبادا از كسانى باشد كه ناآگاهانه، از راه او منحرف گشتند؛ در حالى كه مىپندارند كارى نيك انجام مىدهند.
بنابراين در اين سوره جوامع خير و حكمت نسبت به امر آخرت و دنيا بهگونهاى گرد آمده است كه در هيچ كلام ديگر يافت نمىشود.»[١]
[١/ ٤٦٧] صدوق سخن امام رضا عليه السلام را در باب توحيد روايت كرده كه در آن آمده است: «و [او]" ربّ" بود؛ آن گاه كه مربوبى وجود نداشت.» صدوق در كتاب التوحيد، مانند اين روايت را از على عليه السلام نيز نقل كرده است.[٢]
[١/ ٤٦٨] همچنين وى با سند خود به امام صادق عليه السلام روايت كرده است: «رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم صبحگاهان، مىگفت:" «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ» كثيراً على كلّ حال" و آن را ٣٦٠ بار تكرار مىكرد. شبانگاه نيز چنين مىگفت.»[٣]
[١/ ٤٦٩] كلينى با سند خود به امام صادق عليه السلام روايت كرده است كه حضرت فرمود:
«هر كس بامدادان چهار بار بگويد: «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ»، همانا شكر آن روزش را به جا آورده است و هر كس آن را شبانگاه بگويد، به يقين، شكر آن شبش را ادا كرده است.»[٤]
[١/ ٤٧٠] صدوق با سند خود به امام صادق عليه السلام روايت كرده است كه آن حضرت از پدرش نقل كرد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: «هر كس چهار خصلت داشته
[١] . الفقيه، ج ١، ص ٣١٠؛ تفسير البرهان، ج ١، ص ١١٧ و ١١٨.
[٢] . التوحيد، ص ٥٦ و ٥٧، روايت، صدرى دارد؛ نور الثقلين، ج ١، ص ١٦.
[٣] . كافى، ج ٢، ص ٥٠٣؛ نورالثقلين، ج ١، ص ١٥.
[٤] . كافى، ج ٢، ص ٥٠٣؛ نور الثقلين، ج ١، ص ١٥.