تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٠١ - ٦ اسرار و رموز
مسمّى دلالت دارد، اكتفا كرد. خداوند از صحت اين گفته داناتر است كه" طا، ها" در زبان" عكّ"[١] به معنان" اى مرد" مىباشد.»
زمخشرى گويد: «شايد طايفه عكّ در" يا هذا" تصرّف كرده باشند. گويا آنان در گويش خود، ياء را به طاء تبديل مىكنند و به جاى" يا" گويند:" طا"." هذا" را نيز مختصر كرده، تنها" ها" را مىگويند.»
او ادامه مىدهد: «ساختگى بودنِ شعرى كه بدان استشهاد شده آشكار است:
|
إنّ السفاهة طاها فى خلائقكم |
لا قدّس اللَّه أخلاق الملاعين |
|
(همانا اين سفاهت در طبيعت شماست؛ خداوند اخلاق نفرين شدگان را پاك نگرداند.)
ديدگاههاى سه گانه درباره حروف آغازين سورهها- كه در اول كتاب آوردم[٢]- ديدگاههايى است كه خردمندان استوار بر آن تكيه مىكنند.»[٣]
[م/ ٢٤٧] طبرى با سند خود به عكرمه، از ابن عباس روايت كرده است: «" طه" در زبان لغت نبطى به معناى" يا رجل" (اى مرد) است.»
[م/ ٢٤٨] نيز با سند خود به ابن جُرَيج روايت كرده است كه وى گفت: ابن مسلم از سعيد بن جبير نقل كرده است: «" طه" در سريانى به معناى" يا رجل" (اى مرد) است.» همچنين از مجاهد و ضحّاك و قتاده روايت شده كه «طه» در زبان نبطى يا سريانى به معناى «يا رجل» و «يا انسان» مىباشد.[٤]
[م/ ٢٤٩] ثعلبى از عكرمه روايت كرده است: «" طه" مانند عبارت" يا رجل" (اى مرد) در زبان حبشى است و مراد از آن، محمد صلى الله عليه و آله و سلم مىباشد.»
[م/ ٢٥٠] سدّى از ابو مالك و عكرمه روايت كرده است: «" طه"؛ يعنى اى فلانى.»
[١] . عكّ بن عدنان، برادر معد است. آنان امروزه در يمن ساكن هستند. اين مطلب را جوهرى گفته است.
[٢] . كشّاف، ج ١، ص ٢١- ٢٩. سخن وى در اين باره گذشت.
[٣] . كشّاف، ج ٣، ص ٤٩ و ٥٠.
[٤] . طبرى، ج ١٦، ص ١٧٠.