تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٦٥ - ديدگاههاى گوناگون درباره حروف مقطعه
ديدگاههاى گوناگون درباره حروف مقطعه
ديدگاهها درباره حروف مقطعه آغاز سورهها، گوناگون مىباشد و چه بسا به بيست نظريه يا بيشتر برسد؛ چنان كه امام فخر رازى در تفسير كبير خود بر شمرده است. البته گرايشهاى اصلىِ شكل دهنده اين ديدگاهها بر يكى از سه مبناى ذيل استوار است:
١. حروف مقطعه از متشابهات قرآن و از مجهولات مطلق و دانشى پنهان و رازى پوشيده است كه خداوند دانش آن را ويژه خود ساخته است.
[م/ ١٩٠] از شعبى نقل شده است كه وى گفت: «به ظاهر آن ايمان داريم و علم آن را به خدا وا مىنهيم.»[١]
متكلمان اين باور را نكوهش كرده، جهل مطلق را به گونهاى كه حتى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم و ديگر امناى وحى از آن آگاه نباشند، در هيچ جاى قرآن نمىپذيرند.
چگونه ممكن است در كتابى با وصف مبين (آشكار) مطلبى يافت شود كه بر همه انسانها پوشيده باشد؟ خداى تعالى فرمود: «كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ مُبارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آياتِهِ وَ لِيَتَذَكَّرَ أُولُوا الْأَلْبابِ»[٢]؛ « [اين] كتابى مبارك است كه آن را بر تو نازل كرديم تا در [باره] آيات آن بينديشند، و خردمندان پند گيرند.»
آرى، اگر مقصود، پنهان شدن از عموم مردم و اختصاص دانش آن به اولياى مخلص خداوند باشد، [مبنا تغيير مىيابد و] به ديدگاه دوم باز مىگردد.
٢. حروف مقطعه رموزى بين خدا و رسول اوست كه جز پاكان و امناى وحى او، بدان دست نمىيابند. صاحب دلان گويند: سخن گفتن با رمز و اشارت شيوه عاشقان در مسير مهر ورزى است؛ حبيب را از آن آگاه و رقيب را از آن بيگانه مىدارند:
|
بين المحبين سرّ ليس يُفشيه |
قول و لا قلم للخلق يحكيه |
|
(بين عاشق و معشوق، رازى است كه آن را نه سخنى افشا سازد و نه قلمى
[١] . البرهان، ج ١، ص ١٧٣.
[٢] . سوره ص( ٣٨) ٢٩.