تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٧٥ - فضيلت سوره حمد
ابن مردويه، ابوذر هروى در فضائل القرآن و بيهقى در سنن خود، از ابو هريره روايت كردهاند كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نزد ابىّ بن كعب آمد و فرمود: «اى ابىّ»؛ در حالى كه او نماز مىخواند. ابىّ متوجه شد، ولى پاسخ حضرت را نداد. او نمازش را كوتاه كرد، آن گاه سوى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم برگشت و گفت: «سلام بر تو اى رسول خدا.» پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: «چرا هنگامى كه تو را فرا خواندم، پاسخ مرا ندادى؟» وى گفت:
«اى رسول خدا، من مشغول خواندن نماز بودم.» حضرت فرمود: «آيا در آنچه به من وحى شده، اين آيه را نشنيدهاى: چون خدا و پيامبر، شما را به چيزى فرا خواندند كه مايه حيات شماست، آنان را اجابت كنيد.[١] گفت: «آرى، به خواست خدا، ديگر تكرار نمىكنم.» حضرت فرمود: «آيا دوست دارى سورهاى را به تو ياد دهم كه نه در تورات، نه در انجيل، نه در زبور و نه در قرآن، مانندش نازل نشده است؟» گفت:
«بله، اى رسول خدا.» پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: «چگونه در نماز قرائت مىكنى؟» وى امّ القرآن را قرائت كرد. رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: «سوگند به كسى كه جانم در دست اوست، نه در تورات، نه در انجيل، نه در زبور و نه در فرقان، مانند آن نازل نشده است. اين همان سبع مثانى است.» يا فرمود: «سبع مثانى و قرآن عظيم است كه به من عطا شده است.»[٢]
در اين حديث، نكات غير قابل پذيرش ديگرى، افزون بر روايت پيشين وجود دارد و آن، توصيف حمد است به اين كه نه در تورات، نه در انجيل، نه در زبور و نه در فرقان، نازل نشده است. آيا سورههاى ديگر در كتابهاى ياد شده نازل شده است تا كرامت نزول خصوص همين سوره، ويژه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم باشد؟
آيا نزول اين سوره در كتابهاى ياد شده انتظار مىرفت؛ با اين كه ما مىدانيم صحيفهها زمينه نزول امثال سورههاى قرآن را نداشتند.
[١] .« اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْيِيكُمْ»؛( انفال( ٨) ٢٤).
[٢] . الدرّ، ج ١، ص ١٣؛ فضائل القرآن، ص ١١٦؛ مسند احمد، ج ٢، ص ٤١٢ و ٤١٣؛ دارمى، ج ٢، ص ٤٤٦؛ ترمذى، ج ٤، ص ٢٣١؛ نسائى، ج ٦، ص ٣٥١؛ حاكم، ج ٢، ص ٢٥٨؛ بيهقى، ج ٢، ص ٣٧٦.