تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٢٧ - چگونگى عرضه بر كتاب خدا
ناسره ايراد گرفته؛ ضعفى كه او را گرفتار اعتماد به احاديث ضعيف كرده است.
شيخ مفيد در مسأله اراده و مشيت گويد: «گفته شيخ ابو جعفر [صدوق] رحمه الله در اين باب، نتيجهاى در بر ندارد و به مفاهيم مختلف و متناقضى مىانجامد. اين رويكرد او بدان روست كه وى به ظاهر احاديث متناقض عمل كرده و اهل دقتِ نظر و جداسازى روايات حق و باطل و عمل به روايات معتبر نبوده است. هر كس باورهايش متكى بر سخنان متهافت باشد و از راويان تقليد كند، اين چنين ضعيف خواهد بود.»[١]
اين در حالى است كه شخصيت بزرگوار، سيد مرتضى، ابو جعفر صدوق را از بين قمىهايى كه هر گونه حديث را بى محابا نقل مىكنند، استثنا كرده و گفته است «همه قمىها، به جز ابو جعفر ابن بابويه، تا ديروز اهل تشبيه و جبر بودند و كتابها و تصنيفات آنان، بيان گر و شاهد اين ادعاست. كاش مىدانستم اصل و فرع كدام روايت از وجود شخصى واقفى يا غالى يا قمى اهل تشبيه و جبر در امان مانده است. بررسى و تحقيق، ميان ما و آنان داورى مىكند. اگر خبر يكى از آنان از اين امور مصون مانده باشد، راوى آن، جز مقلّدى محض نيست كه عقيده خود را بىهيچ حجت و دليلى به دست آورده است. نزد شيعه هر كس چنين وصفى داشته باشد، نسبت به خداى تعالى جاهل بوده، ممكن نيست به عدالت موصوف گردد و اخبارش درباره شريعت قبول شود.»
او در ادامه، مىگويد: «هرگاه از يكى از اين گونه افراد درباره سبب اعتقادش به توحيد و عدل يا نبوت و امامت بپرسى، تو را به روايات حواله مىدهد و احاديث را بر تو مىخواند. اگر آنها اين معارف را از مسيرى صحيح دريافته باشند، هيچ گاه اعتقاداتشان و شيوه علم پيدا كردن به آن را [به روايات] احاله نمىدهند.»[٢]
[١] . تصحيح الاعتقاد، ص ٤٩.
[٢] . رسائل سيد مرتضى، المجموعة الثالثه، ص ٣١٠ و ٣١١.( رساله شيخ مفيد در ابطال عمل به خبر واحد، شماره ٤٨).