تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٦٣ - دانشمندان نامى پس از تابعان
است و منزلت بزرگى دارد. امام سجاد و امام باقر و امام صادق عليهم السلام را ملاقات كرد و نزد آنان جايگاهى ويژه داشت.» هر گاه به مدينه مىرفت، حلقههاى درس ديگران براى او تعطيل مىشد و سارية النبى[١] به او واگذار مىگرديد. البته اين كار به فرمان امام باقر عليه السلام بود.
[م/ ١٠١] حضرت [امام باقر عليه السلام] به او فرمود: «در مسجد بنشين و براى مردم فتوا بده؛ كه من دوست دارم افرادى چون تو، در شيعيانم ديده شوند.»
او قارى، فقيه، لغوى خردمندى بود. لغات قبايل عرب را شنيده بود و از آنان حكايت مىكرد. وى كتاب «الغريب فى القرآن» را تصنيف كرد كه شواهد آن از شعر عرب است.[٢] ابان بن تغلب در سال ١٤١ درگذشت.
٩. ابو نضر، محمد بن سائب كلبى كوفى: وى نسب شناس و مفسر نامى بود. او تفسير را از طريق ابو صالح، آزاد شده امّ هانى، از ابن عباس دريافت كرد. ابن خلّكان گويد: «او مفسر و نسب شناس بود و در اين دو دانش، از استادان فن بود.»[٣] جلالالدين سيوطى نيز مىگويد: «هيچ كس تفسيرى به بلندى و پرمحتوايى تفسير او ندارد. پس از او نيز مقاتل بن سليمان مىباشد، اما كلبى بر وى برترى دارد.»[٤] در بحث طريق نهم به تفسير ابن عباس، شرح حال وى را ياد كردهايم.[٥] او در سال ١٤٦ درگذشت.
١٠. ابو حمزه، ثابت بن دينار ثُمالى أزدى كوفى: وى نزد امامان اهل بيت عليهم السلام بزرگ داشته مىشد و از آنان بسيار مىشنيد.
[م/ ١٠٢] امام على بن موسى الرضا عليه السلام درباره او مىفرمايد: «ابو حمزه ثمالى،
[١] .[ ساريه به معناى ستون است. مقصود از آن، ستونى است در مسجد النبى كه پيامبر كنار آن مىنشست واحكام و معارف دينى را بيان مىكرد.]
[٢] . الفهرست، ص ٥٧. نيز بنگريد به: رجال نجاشى، ص ١٠.
[٣] . ابن خلّكان، ج ٤، ص ٣٠٩.
[٤] . الاتقان، ج ٤، ص ٢٠٩؛ الكامل، ج ٦، ص ١٢٠.
[٥] . بنگريد به: التمهيد فى علوم القرآن، ج ٩، ص ٢٤٨- ٢٥٢.