تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٧٩ - زبان قرآن
خطابهاى عام قرآن گوناگون است و هر يك از طبقات مردم، بهره خويش را از مفاهيم لايه لايه كلام مىبرند.
رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم از روز نخست، پيوسته بر اين مطلب تأكيد مىكرد و به صراحت مىفرمود كه قرآن، ظهرى دارد و بطنى؛ يعنى دلالتهايى روشن بر اساس ظاهر تنزيل و دلالتهايى پنهان و باطنى كه پس از تدبر و ژرف نگرى، آشكار مىگردد. از اين روست كه به تدبر و ژرف انديشى و نيز تفكر و خردورزى در محتواى آيات، فرمان داده شده است. هر اندازه تدبر، عميقتر باشد، معناى بهدست آمده از آن، فخيمتر، گستردهتر و جامعتر خواهد بود؛ به گونهاى كه آفاق را فراگيرد.
[م/ ٦٢] رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: «قرآن، ظهرى دارد و بطنى. ظاهر آن، حكم (در بردارنده احكام و دستورهاى شرعى) است و باطن آن سرشار از علم؛ ظاهرش زيباست و باطنش ژرف ... شگفتىهايش به شمار نيايد و تازههايش فرسوده نگردد.»[١]
[م/ ٦٣] نيز در حديث آمده: «قرآن بر چهار وجه است: بر عبارت و اشارت و لطايف و حقايق. [ظاهرِ] عبارت براى همگان؛ يعنى عامه مردم در سطح عمومِ جامعه است. اشارات و نكات دقيق- كه نيازمند تدبر و ژرف نگرى و انديشيدن است- از آنِ خواص مىباشد؛ آنان كه عمق نگرند ...»[٢]
بنابراين قرآن در بيان معانى خود، خطاب به عموم سخن گفته و اختلاف سطوح را به صورتى بلاغى و بديع، در نظر گرفته است. اين بحث را به طور كامل، در مبحث شيوه بيانى قرآن[٣] و نيز در مبحث اعجاز بيانى و بليغ قرآن[٤] مطرح كردهايم.
[١] . كافى، ج ٢، ص ٥٩٩.
[٢] . جامع الاخبار، ص ١١٦.
[٣] . بنگريد به: التمهيد فى علوم القرآن، ج ٩، ص ٨٥- ٨٩.
[٤] . بنگريد به: همان، ج ٥، ص ٤٠٧- ٤٢٣.