تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٨٥ - جعل در تفسير
* احمد بن عبداللَّه جويبارى، اهل هرات در عصر شيوخ پيشوايان[١]: وى دروغپردازى است كه ابو حاتم، محمد بن حبّان درباره وى گويد: «دجالى از دجالان و كذابى است كه از ابن عُيَينه، وكيع و ابى ضمرة و ديگر اصحاب حديث روايت كرده است و از زبان آنان، حديث جعل كرده است. وى از اين پيشوايان، هزاران حديث جعلى روايت كرده است كه آنان هيچ كدام اين احاديث را نگفتهاند.»[٢]
ابن عدى گويد: «وى براى ابن كرّام[٣] و مطابق با خواست وى، حديث جعل مىكرد و ابن كرّام آن را در كتابهايش از وى نقل مىكرد و او را احمد بن عبداللَّه شيبانى مىناميد.»
ابن عدى در كتابش مىنويسد: «او روايات فراوانى جعل كرده كه در اينجا، ياد نكردم.» يكى از روايتهايى كه وى بدين شيوه نقل كرده، سخنى است كه به اسناد خود به انس، از پيامبر نقل كرده است كه «در امت من، مردى خواهد آمد به نام نعمان بن ثابت، با كنيه ابو حنيفه كه خدا سنت مرا به دست او تجديد مىكند.» اين حديث را محمد بن كرّام از انس روايت و بازگو كرده است.[٤]
بيهقى گويد: «جويبارى را به جعل احاديث از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به روشنى مىشناسم. او بيش از هزار حديث از پيامبر جعل كرد.» حاكم گويد: «وى بسيار دروغگو و پليد است و نقل حديث او به هيچ روى جايز نيست.» ابو سعيد نقاش نيز
[١] . المغنى فى الضعفاء، ج ١، ص ٤٣.
[٢] . كتاب المجروحين، ج ١، ص ١٤٢.
[٣] . وى ابو عبداللَّه محمد بن كرّام، بدعت گذار و معتقد به تجسيم و تشبيه بود. شهرستانى درباره او گويد: مردى زاهد مآب و كم دانش در سجستان پيدا شد كه از هر مذهب، مطالبى پراكنده برگرفت و در كتابش ثبت كرد و بين افراد نادان« غرجه» و« غور» و شهرهاى خراسان ترويج داد. كارش گرفت و هر آنچه گرد آورده بود، مذهب وى گشت. محمود بن سبكتكين او را يارى كرد و بدين گونه، براى اصحاب حديث و شيعه گرفتارى ايجاد كرد. مذهب وى به مذهب خوارج نزديكتر است و پيروان او مجسّمه مىباشند. او در بحث امامت، معتقد به وجود دو امام در يك زمان است. پيروان مذهب ابن كرّام امامت على عليه السلام و معاويه را يكسان مىانگارند. ابن كرّام در سال ٢٥٥ درگذشت.( الملل و النحل، ج ١، ص ٣١ و ١٠٨- ١١٣).
[٤] . الكامل، ج ١، ص ١٧٧ و ١٧٨.