تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٢٥ - تحريف ناپذيرى قرآن
شديم، حيوانى خانگى وارد اتاق شد و آن را خورد.»[١]
اين سخن، توهم عايشه يا راوى است؛ زيرا امكان ندارد آيهاى كه در مصحف ثبت بوده است و مسلمانان آن را قرائت مىكردند، با جويدن بُزى در خانه عايشه، از بين برود. ديگر مصحفهاى مسلمانان و آياتى كه در سينههايشان حفظ شده بود و پيوسته تلاوت مىكردند، چه شدند؟
زيعلى در حاشيهاى بر روايت مسلم، مىنويسد: «اين حديث حجت نمىباشد؛ زيرا عايشه آن را قرآن مىدانست؛ در حالى كه به سبب عدم تواتر، ثابت گرديده است كه از قرآن نيست، از اين رو قرائت و ثبت آن در مصحف جايز نمىباشد. دليل ديگر، آن كه اگر قرآن مىبود، امروزه تلاوت مىشد؛ چرا كه پس از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم نسخى وجود ندارد.»
به نظر ما، به همين دليل، بخارى و احمد در مسند خود، آن را روايت نكردهاند؛ چرا كه سخت نامأنوس است؛ بنابراين جاى شگفتى است كه ابن حزم درباره اين روايت و روايت سنگسار پيرمرد و پيرزن- كه پس از اين خواهد آمد- مىگويد: «اين دو خبر، در نهايت صحتاند و راويان آن، بزرگوار و مورد اعتماد مىباشند و هيچ كس را نسزد كه از پذيرش آنها سر باز زند.» آن گاه چنين توجيه كرده كه اين عبارت از آياتى است كه نوشته آن در مصحفها محو شده و حكم آن باقى مانده است؛ مانند آيه رجم.[٢]
برخى گفتهاند: اين از موارد نسخ تلاوت است كه از سينهها محو و از صحيفهها پاك گرديد،[٣] ليك آيا پس از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و پايان پذيرفتن وحى، نسخى وجود دارد؟
[١] . زيعلى اين مطلب را در حاشيه مسلم ذكر كرده است.
[٢] . المحلّى، ج ١٠، ص ١٤ و ١٦.
[٣] . بنگريد به: نكت الانتصار، ص ٩٥- ١٠٨؛ اصول سرخسى، ج ٢، ص ٨.