تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٧١ - ذكر آمين
اين كلمه در بيشتر اديان كهن، رايج بوده است. يهوديان واژه ياد شده را از آنان گرفتند و مسيحيان نيز كاربرد آن را ادامه دادند. عربها نيز به دليل همجوارى با اهل كتاب، با آن آشنا بودند، ليك رواج آن بين مسلمانان و به ويژه در قرائت نماز، از پديدههاى نوظهور و بدعتهاى پس از دوران رسالت است، بدين جهت امامان اهل بيت عليهم السلام آن را انكار و فقه شيعه اماميه آن را مردود اعلام كرد. فقيهان نيز آن را از مكروهات در نماز مىشمارند؛ بلكه اگر به قصد بدعت در نماز باشد، آن را مبطل نماز مىدانند. آرى، هرگاه قصد بدعت وجود نداشته باشد، گفتن آن- كه نوعى دعا مىباشد- جايز است.
[١/ ٦١١] به همين جهت جواز گفتن آن، در صحيحه جميل بيان شده است. وى گويد: «از امام صادق عليه السلام درباره آمين گفتنِ مردم در نماز جماعت، پس از قرائت فاتحة الكتاب، پرسيدم. حضرت فرمود:" چه كلمه زيبايى! آن را آهسته بگو."»[١] شايد دستور به آهسته گفتن آن، براى پرهيز از بدعت اهل سنت است كه صداى خود را هنگام گفتن آن، تا حد فرياد، بلند مىكنند.
[١/ ٦١٢] در دعائم و جعفريات، به صورت مرفوع، از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نقل شده است: «نبايد آمين را با فرياد بگويند.»[٢]
از حديث عبد اللَّه، پسر عموى ابو هريره، بر مىآيد كه آمين گفتن در عهد نخست پس از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم نيز متداول نبوده است.
[١/ ٦١٣] ابن ماجه با سند خود به عبد اللَّه ياد شده، از ابو هريره چنين روايت
[١] . التهذيب، ج ٢، ص ٧٥ و استبصار، ج ١، ص ٣١٨.
[٢] . دعائم الاسلام، ج ١، ص ١٦٠؛ الجعفريّات، ص ٣٤، روايت ياد شده براساس عبارت مستدرك نورى( ج ٤، ص ١٧٤) تصحيح شده است. اين حديث را قاضى به روايت امام صادق عليه السلام از پدرانش از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم، چنين نقل كرده است:« امت من پيوسته بر خير و بر شريعتى نيكو و زيبا از دين خود خواهد بود ... تا زمانى كه چنين و چنان نكنند؛ آن سان كه اهل كتاب انجام مىدهند ...» حضرت سه مطلب را ياد كرد و در مورد سوم فرمود:« در آمين گفتن، فرياد نكشند.»