تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٠٢ - ٦ اسرار و رموز
[م/ ٢٥١] كلبى گويد: «در زبان عكّ؛ يعنى" يا رجل" (اى مرد).»[١]
ابو جعفر طبرى گويد: «به نظر من، در بين ديدگاههاى مطرح شده، معناى" يا رجل" (اى مرد) صحيحتر است؛ زيرا تا آنجا كه من مىدانم، اين واژه در بين طايفه عكّ معروف بوده و آن را در معناى" اى مرد" به كار مىبردند. آنان براى متمّم بن نويره چنين سرودند:
|
هتفت بطه فى القتال فلم يجب |
فخفت عليه أن يكون موائلًا[٢] |
|
(فريادِ «اى مرد» در كارزار به پا خاست و او پاسخ نگفت؛ من ترسيدم كه او از سر ضعف متمايل گردد [و نزد دشمن سر خم كند].)
ديگرى نيز گفته:
|
إنّ السفاهة طه من خلائقكم |
لا بارك اللَّه فى القوم الملاعين[٣] |
|
(اى مرد، همانا اين سفاهت، از طبيعت شماست؛ خداوند نفرين شدگان را مبارك نگرداند.)
اگر اين واژه- آنسان كه ياد كرديم- بين آنان معروف بوده باشد، بايد آن را براساس معناى شناخته شده ميان آنها تفسير كنيم؛ به ويژه آن كه اين معنا با تفسير علماى صحابه و تابعان، هماهنگ باشد؛ بنابراين آيه چنين تفسير مىشود: اى مرد، ما قرآن را بر تو نازل نكرديم كه به زحمت افتى.»[٤]
همان گونه كه زمخشرى گفته، ساختگى بودن شعر مورد استشهاد، هويداست.[٥]
[م/ ٢٥٢] ابن بابويه با سند خود به ثورى، از امام جعفر بن محمد عليه السلام چنين روايت كرده است: «" طه" يكى از نامهاى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و بدين معنا مىباشد:" يا
[١] . ثعلبى، ج ٦، ص ٢٣٦؛ طبرى، ج ١٦، ص ١٧١.
[٢] . در تفسير ثعلبى( ج ٦، ص ٢٣٦) چنين آمده است:« فخفت أن يكون موائلًا».
[٣] . در تفسير ثعلبى چنين آمده است:
|
« إنّ السفاهة طه فى خلائقكم |
لا قدّس اللَّه أرواح الملاعين». |
|
[٤] . طبرى، ج ١٦، ص ١٧١.
[٥] . كشّاف، ج ٣، ص ٥٠.