تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣١٦ - نقد آثار بر كرسى ارزيابى
[م/ ١٠] امام امير مؤمنان عليه السلام فرمود: «آن، قرآن است، پس آن را به سخن درآوريد و هرگز، براى شما سخن نمىگويد.»[١]
مراد امام اين است كه در آن تدبر كنيد و در معانىاش ژرف بيانديشيد؛ چرا كه در آن شفاى هر درد است، ولى بدون مراجعه شما به قرآن و پافشارى در درخواست از آن، او با شما سخن آغاز نخواهد كرد. از اين روست كه امام عليه السلام فرمود: «اگر درباره آن از من بپرسيد، به شما ياد مىدهم.»[٢]
[م/ ١١] كشّى با سند خود به محمد بن عيسى بن عبيد روايت كرده است كه وى مىگفت: «يكى از اصحاب ما در حضور من، از يونس بن عبد الرحمان پرسيد: اى ابا محمد، چقدر در حديث، سختگير هستى و چه بسيار روايات راويان ما را انكار مىكنى! چه عاملى تو را به ردّ احاديث وا مىدارد؟
يونس گفت: هشام بن حكم به من گفت كه از امام صادق عليه السلام شنيده است:" تنها حديثى را به نام ما بپذيريد كه سازگار با قرآن و سنت باشد يا براى آن، شاهدى از احاديث پيشين ما بيابيد؛ چرا كه مغيرة بن سعيد رواياتى را به صورت پنهانى، وارد احاديث پدرم كرده است كه پدرم آنها را نگفته بود. تقواى الهى پيشه كنيد و مطلبى مخالف با سخن پروردگار متعال و سنت پيامبرمان، محمد صلى الله عليه و آله و سلم، به نام ما نپذيريد.
ما هرگاه سخن بگوييم، مىگوييم: قال اللَّه و قال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله و سلم."»
يونس گويد: «به عراق رفتم و گروهى از اصحاب امام باقر عليه السلام را در آن جا ديدم و اصحاب امام صادق عليه السلام را فراوان يافتم. از آنان [احاديثى را] شنيدم و نوشتههايشان را بر گرفتم. مدتى بعد، آنها را به امام رضا عليه السلام عرضه كردم. حضرت استناد بسيارى از آن احاديث را به امام صادق عليه السلام ردّ كرد و به من فرمود:" همانا ابوالخطاب بر امام صادق عليه السلام دروغ بست. همچنين اصحاب ابو الخطاب تا به امروز، اين احاديث را پنهانى در بين كتب اصحاب امام صادق عليه السلام جاسازى مىكنند.
بنابراين سخنى خلاف قرآن را به نام ما نپذيريد. اگر ما سخنى بگوييم، موافق
[١] . كافى، ج ١، ص ٦١.
[٢] . همان.