تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٥ - تأويلهايى پذيرفتنى
نيز همو درباره آيه «ظَهَرَ الْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ»[١] از تسترى نقل مىكند:
خداوند قلب را به دريا و اعضا و جوارح را به خشكى مثال زد. نيز آن را به زمينى مثال زد كه با گياه شكوفا مىگردد. اين باطن آيه است.[٢]
شاطبى مىگويد: «برخى در آيه «وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَساجِدَ اللَّهِ أَنْ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ»[٣] مساجد را بر قلبهايى حمل كردهاند كه به سبب گناهان، از ياد خدا باز داشته مىشوند. درباره آيه «فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ»[٤] نقل شده كه باطنِ دو كفش، دو عالمِ دنيا و آخرت است! از شبلى چنين رسيده است كه «فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ»؛ يعنى همه چيز را از خود جدا كن تا به طور كامل به ما برسى. از ابن عطا نيز نقل شده است كه «فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ»؛ يعنى از هستى جدا شو و پس از اين خطاب، بدان منگر. او مىگويد: نعل، همان نفس و وادى مقدس، دين شخص است؛ يعنى زمان رهايى تو از خودت و به پاخاستن همراه ما براى دينت فرا رسيده است. نيز موارد ديگرى كه از پيشينيان نقل نشده است.
همه اينها- اگر درست نقل شده باشند- خارج از متفاهم عرب و ادعايى است كه دليلى بر اين كه مراد خداى تعالى باشد، ندارد.[٥]
[م/ ٣٣] ابوبكر گفته است: «كدامين آسمان بر من سايه افكنَد و كدامين زمين مرا در بر گيرد؛ اگر در مورد كتاب خدا چيزى را بگويم كه نمىدانم.»[٦]
[م/ ٣٤] نيز در روايتى چنين آمده است: «هر كس درباره قرآن با رأى خود سخنى بگويد و صحيح هم باشد، همانا خطا كرده است.»[٧] نيز هشدارهايى از اين دست.
[١] . روم( ٣٠) ٤١:« فساد در خشكى و دريا نمايان گشت.»
[٢] . اين دو مطلب را[ در تفسير تسترى و جاى ديگر] نيافتيم.
[٣] . بقره( ٢) ١١٤:« و كيست ستمكارتر از كسى كه نگذارد در مساجد خدا، نام او برده شود؟»
[٤] . طه( ٢٠) ١٢:« كفشهايت را بيرون آور.»
[٥] . يعنى آنچه گفتهاند، دو شرط پيش گفته در پذيرش تأويل باطنى را ندارد.
[٦] . الدرّ، ج ٨، ص ٤٢١.
[٧] . طبرى، ج ١، ص ٥٥.