تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١١١ - سياق در قرآن
نظريه نوين نيز مىگويد: اساس هستى «سَديم»[١] (توده گاز) بوده كه جمع آن «سُدُم» است. سديم همچون قطعه ابرى از گاز و غبار است و بهترين تعبير براى آن، واژه «دخان» مىباشد كه در قرآن آمده است؛ توده گازى عظيمى كه ستارگان، سيارهها و ديگر اجرام آسمانى، بر اثر تراكم اين توده گازى- كه در فضا وجود دارد- پديد آمدهاند. اين بخش از تفسير آيه را در مباحث اعجاز علمى قرآن شرح دادهايم.[٢]
***
٢. سياق سوره: هر سوره سياق ويژه خود را دارد و به جايگاه نزول آن اشاره مىكند كه در آغاز بعثت بوده است يا پس از آن و پيش از هجرت يا پس از هجرت؛ روزگارى كه مسلمانان در ضعف بودند يا در قوت و شوكت؛ در مقام تهديد و در فضايى تاريك يا در جايگاه تشريع و در فضايى آرام. بدين سان، گاه در پرتو سياق، وجه دلالت آيه روشن مىگردد كه تكليف است يا ارشاد؛ بشارت است يا انذار و شرايطى مانند آن كه آيه را در بر مىگيرد؛ شرايطى كه اهل دقت و تحقيق بدان توجه دارند.
براى نمونه خداى تعالى در توبيخ مشركان مىفرمايد: «وَ وَيْلٌ لِلْمُشْرِكِينَ. الَّذِينَ لا يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ كافِرُونَ»[٣]؛ «واى بر مشركان؛ آنان كه زكات نمىدهند و به آخرت كافرند.» اين سخن، توبيخى گزنده براى آن مشركانى است كه فريضه زكات را به پا نمىدارند.
برخى از فقيهان به اين آيه استدلال كردهاند كه كفار، شرعاً، مكلف به فروع دين مىباشند؛ چنان كه عقلًا به اصول دين مكلفاند.
[١] . سديم در اصل، مِه يا مِه رقيق است و براى مادهاى گازى و غبار گونهاى كه اجرام آسمانى از آن پديدآمدند، به كار رفته است. نام« اثير» نيز در اصطلاح علم قديم بر آن اطلاق شده و عنصر پنجم نام گرفته است؛ عنصرى كه بر خلاف عناصر چهارگانه، در معرض پيدايش و فساد نيست.
[٢] . بنگريد به: التمهيد فى علوم القرآن، ج ٦، ص ١٢٩- ١٣٨.
[٣] . فصّلت( ٤١) ٦ و ٧.