تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٤٨ - نمونههايى از نقد محتوايى حديث
روزه سكوت، فرمان داده مىشوى، از سخن گفتن جز به ذكر خدا خوددار. آن گاه است كه لحظه تحقق وعده مژده داده شده، فرا مىرسد.
استاد عبده در تفسير سوره فلق، با همين روش و با شهامت و بصيرت سخن مىگويد؛ آن جا كه انبوهى از روايات سحر شدن پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به دست لبيد بن اعصم يهودى گزارش شده است. گفته شده است كه وى خدمت كار حضرت بود و بر اثر سحراو، پيامبر تصور مىكرد كارى را انجام داده است؛ در حالى كه آن را انجام نداده بود. قصه آن گونه كه در صحيحين آمده[١]، چنين است:
[م/ ٥٧] عايشه گويد: «نوجوانى يهودى، به نام لبيد بن اعصم- كه خدمت كار رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بود- حضرت را سحر كرد»[٢]؛ به گونهاى كه حضرت خيال مىكرد كه كارى را انجام مىدهد؛ در حالى كه آن را انجام نمىداد.
[م/ ٥٨] در عبارتى ديگر چنين آمده است: «پيامبر سحر شد؛ آن سان كه گمان مىكرد نزد زنان مىرود؛ در حالى كه نزد آنان نمىرفت.»
[م/ ٥٩] در روايت امام احمد آمده است كه عايشه گفت: «پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم مدت شش ماه تصور مىكرد كه كارى انجام مىدهد، ولى انجام نمىداد.»[٣]
سفيان گويد: «اين، قوىترين نوع سحر است.»[٤]
عايشه گويد: حضرت به گونهاى سحر شده بود كه روزى يا شبى، دعا كرد و دعا كرد و دعا كرد [كه خدا گرفتارى او را برطرف سازد]، پس سحر خارج گرديد و حضرت بهبود يافت. در پى آن، خداوند معوّذتين را با يازده آيه، به تعداد گرهها، نازل كرد و حضرت شفا يافت.[٥]
استاد عبده گويد: «ذيل اين سوره، رواياتى نقل شده است كه لبيد بن اعصم
[١] . بنگريد به: بخارى، ج ٤، ص ٩١ و ج ٧، ص ٢٨؛ مسلم، ج ٧، ص ١٤.
[٢] . بيهقى اين خبر را در الدلائل( ج ٧، ص ٩٢- ٩٤) نقل كرده است؛ الدرّ، ج ٨، ص ٦٨٧.
[٣] . مسند احمد، ج ٦، ص ٦٣ و ٥٧ و ٩٦.
[٤] . بخارى، ج ٧، ص ٢٩.
[٥] . التسهيل لعلوم التنزيل، ج ٤، ص ٢٢٥. نيز بنگريد به: ابن كثير، ج ٤، ص ٦١٤.