تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٣٦ - تفسير«العالمين»
تعداد در شانه چهارم دنيا قرار دارند. با هر فرشته، ياورانى وجود دارد كه شمار آنان را تنها خدا مىداند.»[١]
[١/ ٤٩٦] حكيم ترمذى در النوادر، ابو يعلى در مسند خود، ابن عدى در الكامل، ابو الشيخ در العظمه، بيهقى در الشعب و خطيب در تاريخ خود، از جابر بن عبد اللَّه نقل كردهاند كه در يكى از سالهاى خلافت عمر بن خطاب، ملخ كمياب شد. وى در اين باره پرسوجو كرد، ولى خبرى به وى نرسيد و از اين موضوع، اندوهگين گرديد.
عمر سوارى را به سمت كداء (يمن)، سوار ديگرى را به شام و سوار ديگرى را به عراق فرستاد تا بپرسند آيا ملخى ديده شده است يا خير؟ مدتى بعد سوارى كه به سمت يمن رفته بود، بازگشت و مشتى از ملخ را- كه با خود آورده بود- پيش روى عمر افكند. تا چشم او به آنها افتاد، تكبير گفت، آن گاه چنين گفت: از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم شنيدم:" خداوند هزار امت آفريد؛ ششصد عدد در دريا و چهارصد عدد در خشكى. نخستين امتى كه از بين آنها نابود مىگردد، ملخ است. هنگامى كه ملخ نابود شود، [نابودى ساير گروهها را نيز] در پى دارد؛ مانند تسبيحى كه نخ آن پاره شود."»[٢]
[١/ ٤٩٧] على بن ابراهيم با سند خود به امام صادق عليه السلام روايت كرده است كه حضرت درباره «الْحَمْدُ لِلَّهِ» فرمود: «شكر براى خداست.» نيز درباره «رَبِّ الْعالَمِينَ» فرمود: «خالق آفريدگان.»[٣]
[١] . الدرّ، ج ١، ص ٣٤؛ ثعلبى، ج ١، ص ١١١؛ در اين نقل، به جاى واژه« شانه»( الكتف)، واژه« غار»( الكهف) روايت شده است؛ ابو الفتوح، ج ١، ص ٧٢، عبارت آن مانند عبارت تفسير ثعلبى است.
[٢] . الدرّ، ج ١، ص ٣٤؛ النوادر، ج ٢، ص ١٢ و ١٣؛ الكامل، ج ٥، ص ٣٥٢؛ العظمه، ج ٥، ص ١٧٨٣؛ الشعب، ج ٧، ص ٢٣٤؛ التاريخ، ج ١١، ص ٢١٧؛ ابن كثير، ج ١، ص ٣٦.
در النوادر از عمر چنين نقل شده است:« از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم شنيدم:" خداى تعالى هزار امت آفريده؛ ششصد عدد در دريا و چهار صد عدد در خشكى. نخستين نابودى براى ملخ است. هنگامى كه ملخ نابود شود، ديگر امتها در پى آن نابود گردند؛ مانند نخ تسبيح كه پاره شود."»
[٣] . قمى، ج ١، ص ٢٨؛ نور الثقلين، ج ١، ص ١٥؛ تفسير البرهان، ج ١، ص ١١٠ و ١١١.