تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٠٨ - سياق در قرآن
قرار داد. اين سخن از مجاهد و سدّى گزارش شده است.
سوم اين كه:
[م/ ٧٦] آسمان به هم آمده بود (درهايش مسدود بود) و بارش نداشت. زمين نيز بسته بود و نمىرويانيد. آن گاه خدا آنها را باز كرد: «فَفَتَحْنا أَبْوابَ السَّماءِ بِماءٍ مُنْهَمِرٍ»[١]؛ «درهاى آسمان را به آبى ريزان گشوديم.» «ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا. فَأَنْبَتْنا فِيها حَبًّا. وَ عِنَباً وَ قَضْباً. وَ زَيْتُوناً وَ نَخْلًا»[٢]؛ «آن گاه زمين را كاملًا شكافتيم؛ و در آن، دانه رويانيديم؛ نيز انگور و سبزى؛ و زيتون و درخت خرما.»
برخى از مفسران گفتهاند: اين، همان سخن خداوند است كه مىفرمايد: «وَ السَّماءِ ذاتِ الرَّجْعِ. وَ الْأَرْضِ ذاتِ الصَّدْعِ»[٣]؛ «سوگند به آسمان پرباران؛ سوگند به زمين پرشكاف.»
آنان «رَجع» را به باران تفسير كردهاند؛ به اين اعتبار كه هوا آبهايى را كه در بر مىگيرد، بر مىگرداند. «صدع» نيز همان شكاف است. اين تفسير از عكرمه، عطيه و ابن زيد نقل شده است.
[م/ ٧٧] طبرسى گويد: «اين تفسير از امام باقر و امام صادق عليهما السلام روايت شده است.»[٤]
اين در حالى است كه ابوجعفر طبرى برداشت اخير را به دليل سياق آيه، ترجيح داده است؛ زيرا خداوند در ادامه آيه مىفرمايد: «وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ أَ فَلا يُؤْمِنُونَ»[٥]؛ «و هر چيز زنده را از آب پديد آورديم؛ آيا ايمان نمىآورند؟»
ابوجعفر اين تفسير را مناسبترين تفسير دانسته، مىگويد: «خداى تعالى تنها، بدين سبب اين وصف آب را در ادامه آيه آورده كه آنچه پيش از آن آمده است، از اسباب آن مىباشد.»[٦]
[١] . قمر( ٥٤) ١١.
[٢] . عبس( ٨٠) ٢٦- ٢٩.
[٣] . طارق( ٨٦) ١١ و ١٢.
[٤] . مجمع البيان، ج ٧، ص ٨٢.
[٥] . انبياء( ٢١) ٣.
[٦] . طبرى، ج ١٠، ص ٢٧.