تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٠٦ - سياق در قرآن
تفسير يك آيه، به آيهاى هم سياقِ آن استناد شود.
امام بدر الدين زركشى مىگويد: «بهترين شيوه تفسير، اين است كه قرآن با قرآن تفسير شود؛ چرا كه آنچه در جايى به اجمال ذكر شده، تفصيل آن در جايى ديگر آمده و آنچه در جايگاهى به اختصار ياد گرديده، در جايگاه ديگر گسترده شده است.»[١]
استاد علامه طباطبايى مىگويد: «شيوه پسنديده در تفسير قرآن، آن است كه قرآن را با قرآن تفسير كنيم و معناى آيه را با تدبرى كه قرآن، خود، بدان فراخوانده است، از نظاير آن آيه برگيريم ... چنان كه خداى تعالى فرمود: «وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ»[٢] و دور است كه قرآن روشنگر هر چيز باشد، اما بيان كننده خود نباشد.»[٣]
به همين جهت نخستين مفسران و در پى آنان، ديگر مفسران بر اين شيوه بودند كه معانى قرآن را از خود قرآن جستجو كنند و تا مىشود، برخى از آيات را با كمك برخى ديگر، به سخن درآورند و پس از آن، از سنت و اقوال پيشينيان و ديگر منابع تفسير كمك بگيرند.
براى نمونه آيه «وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ»[٤] تهديدى است براى كسانى كه از اندرزهاى دين پند نپذيرند و هنگامى كه خدا و رسول آنان را به چيزى فرا خوانند كه بدانها حيات بخشد، آن را پاسخ ندهند. در اين باره مىپرسند: اين جدايى افكندن (حيلوله) كه بدان تهديد شدهاند، چيست و چگونه خداوند بين شخص و قلب او حايل مىگردد؟
براى پاسخ، كافى است كه به آيهاى هم سياق آن بازگرديم: «وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ
[١] . البرهان، ج ٢، ص ١٧٥.
[٢] . نحل( ١٦) ٨٩:« و اين كتاب را كه روشنگر هر چيزى است، بر تو نازل كرديم.»
[٣] . الميزان، ج ١، ص ٩.
[٤] . انفال( ٨) ٢٤:« بدانيد كه خدا بين شخص و دلش حايل مىشود.»