تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٠٥ - سياق در قرآن
بُعد ديگرى نيز در بحث سياق وجود دارد كه شايد مهمتر باشد و آن، عبارت است از سياق هر آيه، به خودى خود يا مجموعه آياتى كه با هم نازل شدهاند. اين آيات به صورت دسته دسته و هر دسته، مجموعهاى از آيات مىباشند كه در هدف و نزول، با يك ديگر ارتباط دارند و به نام مقاطع آيات هر سوره، شناخته مىشوند.
اين نوع سياق، از قوىترين سياقهايى است كه بى واسطه، فرد را در فهم معانى آيات يارى مىرساند.
بنابراين بخشى از يك مجموعه آيات- كه به مناسبتى خاص يا در حادثهاى مشخص، با هم نازل شدهاند- مىتواند دليل (قرينه) بر فهم بخش ديگر باشد؛ قرينهاى كه متصل به كلام است.
بر اين اساس گاه، سياق در مورد همه قرآن، از آغاز تا پايان و به صورت عام در نظر گرفته مىشود و گاه، سياق يك سوره، به اعتبار وحدت موضوعىِ آن و ديگرگاه، سياق گروهى از آيات داراى وحدت نزول يا يك آيه داراى نزول مستقل در نظر گرفته مىشود. هر يك از اين سياقهاى سه گانه، جايگاه ويژه خود را دارد و مىتواند قرينهاى بر فهم مراد و دست يابى به حقيقت معنا باشد.
اكنون، به نمونههايى از دلالت هر يك از سياقهاى سه گانه اشاره مىشود:
١. سياق عام: مقصود از سياق عام، همان است كه اين جمله بدان اشاره مىكند: بخشى از قرآن، بخشى ديگر را تفسير مىكند؛ يا آن گونه كه امام اميرمؤمنان عليه السلام فرموده است: «بخشى از آن شاهد بخشى ديگر است و قسمتى از آن، به وسيله قسمتى ديگر سخن مىگويد.»[١]
چه بسا، آيهاى در جايگاه خاص خود داراى ابهام باشد و سخن نگويد، ولى آيهاى ديگر كه در مفهوم و معنا، نظير آن است، ابهامش را برطرف سازد و آن را به سخن درآورد.
از اين روست كه گفته شده: نيكوترين و پسنديدهترين تفسير، آن است كه براى
[١] . نهج البلاغه، ج ٢، ص ١٧، خطبه ١٣٣.