تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٤٧ - نمونههايى از نقد محتوايى حديث
هنگام دريافت بشارت، درخواست نشانهاى كرد.»[١]
ليك مفسران هوشيار متقدم و متاخر چنين مطالبى را مردود دانستهاند.
قاضى گويد: «ممكن نيست كه سخن فرشتگان هنگام وحى بر پيامبران عليهم السلام با سخن شيطان مشتبه گردد؛ وگر نه اعتماد از همه شرايع سلب مىگردد.» برخى نيز پاسخهايى بى فايده به اين سخن قاضى دادهاند.[٢]
استاد عبده با موضعى قاطع مىگويد: «يكى از مطالب بى ارزش برخى از مفسران، اين پندار است كه وحى فرشتگان و صداى آنان با وسوسه شيطان بر زكريا عليه السلام مشتبه گرديد، بدين جهت از سر تعجب پرسيد و آن گاه براى اطمينان، نشانهاى خواست.»
[م/ ٥٦] وى مىگويد: «ابن جرير از سدّى و عكرمه روايت كرده است:" اين شيطان بود كه وى را نسبت به صداى فرشتگان، به ترديد افكند و گفت: اين صدا از سوى شيطان است."»
عبده گويد: «اگر جنون نسبت به رواياتِ ضعيف و بى ارزش وجود نداشته باشد، مؤمنى را نسزد كه چنين مطلب مسخره و سخيفى را بنويسد؛ مطلبى كه عقل آن را به دور مىاندازد و در قرآن، اشارتى بدان نشده است. اگر راوىِ چنين مطالبى، [سخن ناروايى] جز اين حديث را نداشته باشد، همين براى تضعيف او و زدن روايت به صورتش كفايت مىكند. خداوند ابن جرير را ببخشد كه اجازه انتشار چنين روايتى را داد.»[٣]
درخواست زكريا از روى شور و اشتياق به تحقق وعده بود كه اين بشارت شادىآفرين، چگونه و كى محقق مىشود، پس پاسخ آمد: هنگامى كه به سه روز
[١] . طبرى، ج ٣، ص ٣٥٢.
[٢] . بنگريد به: التفسير الكبير، ج ٨ ص ٣٩ و الميزان، ج ٣، ص ١٩٤ و ١٩٥. اين پاسخها جاى شگفتى دارد.
[٣] . المنار، ج ٣، ص ٢٩٨ و ٢٩٩.