تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٣٣ - تحريف ناپذيرى قرآن
پيشرفت در فضيلت خود مىدانستند. اين نگاه به قرآن در بين مسلمانان ادامه يافت؛ به گونهاى كه در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم شمار حاملان و حافظان قرآن به هزاران و دهها و صدها هزار رسيد؛ هرچند پيشينه و فضيلت آنها متفاوت بود. با اين حال، چون وحى در زمان حيات پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم قطع نمىشد، همه قرآن در يك مصحف گردآورى نشد؛ هرچند آنچه از قرآن وحى مىشد، در دلهاى مسلمانان و نگارشهاى آنان جمع مىگرديد.
آن گاه كه خداوند براى رسول خود، سراى كرامت را برگزيد و وحى قطع گرديد، ديگر انتظار نزول قرآن وجود نداشت. بدين جهت مسلمانان بر آن شدند كه قرآن را در مصحفى جامع ثبت كنند. آنها مواد آن را با نظارت هزاران حافظ قرآن و با استفاده از نگاشتههاى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و كاتبان وحى و ديگر مسلمانان- كه به صورت پراكنده، كلى يا سوره بود- گرد آوردند. قرآن كريم در اين حركت همگانى عظيم، نسل به نسل بين مسلمانان دست به دست شد؛ به گونهاى كه در هر زمان، هزاران مصحف و هزاران حافظ را مىيابى؛ مصحفهايى كه پيوسته از روى يكديگر نسخه بردارى شدهاند و مسلمانان براى يكديگر قرائت مىكنند و از هم مىشنوند. هزاران مصحف، نگاهبان حافظان و هزاران حافظ، پاسدار مصحفها و هزاران مصحف و حافظ، نگاهبان مصحفها و حافظان پس از خود هستند.
مىگوييم: هزاران؛ در حالى كه صدها هزار و هزاران هزار هستند. اين تواتر و جاودانگى آشكارِ قرآن در هيچ مسأله تاريخى ديگر، نمونهاى ندارد؛ چنان كه خداى تعالى وعده داده است: «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ»[١] (در حقيقت، ما هستيم كه قرآن را نازل كرديم و به طور قطع، نگاهبان آن مىباشيم.)»
او ادامه مىدهد: «اگر در روايات شاذ، مطلبى درباره تحريف قرآن و از بين رفتن بخشى از آن مىشنوى، ارزشى براى آن مَنِه و در تشويش و سستى ضعف راويان و
[١] . حجر( ١٥) ٩.