تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٣٢ - تحريف ناپذيرى قرآن
هستيم كه قرآن را نازل كرديم و به طور قطع، نگاهبان آن هستيم.» «لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ»[١]؛ «از پيش روى آن و از پشت سرش، باطل بدان راه نمىيابد؛ فرو فرستادهاى است از حكيمى ستوده [صفات].» اين، ضمانت استوار الهى است و وعده خدا تحقق يافتنى است.
افزون بر آن، تاريخ گواه آن است كه دستبرد به قرآن ناممكن مىباشد.
سخن شريف مرتضى (متوفاى ٤٣٦) در اين باره گذشت. امام مجاهد، شيخ محمد جواد بلاغى (متوفاى ١٣٥٢)- رحمه اللَّه- مىگويد: «قرآن كريم بر اساس حكمت وحى و تشريع و نيز مصالح و نيازهاى تازه، لحظه به لحظه و به تدريج و به صورت يك آيه، دو آيه، چند آيه و يك سوره، نازل مىگرديد. هر مقدار از آن نازل مىشد، دلهاى مسلمانان به سوى آن مىشتافت و آغوش خود را براى آن باز مىكردند و با رغبت و شوقى فراوان و كمال اقبال و شادمانى بسيار، آن را حفظ مىكردند. آنها با خرسندى، قرآن را فرا مىگرفتند و با غنيمت شمردن فرصت، قرآن را از تلاوت پيامبر بزرگ- كه فرمان خدا را اعلام مىكرد و در تبليغ و دعوت به خدا و قرآن مىشتافت- دريافت مى كردند. حافظه آنان، با آن نيروى حافظه فطرى كه عرب بدان ممتاز و شناخته شده بود، قرآن را بر مىگرفت و آنها قرآن را چونان نقشى بر سنگ، در دلهايشان ثبت مىكردند. نشان اسلام و علامت مسلمان در آن روزگار، آراستگى و كمال يافتن با حفظ آيات نازل شده قرآن كريم بود؛ تا با برهانهايش، بينش يابند و از پرتو معارف، شرايع، اخلاق فاضل، تاريخ ارزشمند، حكمت فرازمند و ادبيات عربى برتر و معجزه آسايش بهرهمند گردند. مسلمانان تلاوت آن را حجت دعوت، معجزه بلاغت، زبان عبادت خدا، لهجه ذكر او، ترجمان مناجات با او، مونس تنهايى، آسايش جان، درس كمال، مشق تهذيب نفس، نردبان پيشرفت، تمرين تمدن، آيه موعظه، نشان اسلام، علامت ايمان و
[١] . فصّلت( ٤١) ٤٢.