تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٦٥ - دانشمندان نامى پس از تابعان
اصحاب امام صادق عليه السلام شمرده كه امام عليه السلام مردم را براى فتوا، به او ارجاع مىداد.
كلينى و صدوق و ديگر بزرگان، به صورت مسند از او حديث نقل كردهاند.
ابن جريج در سال ١٥٠ از دنيا رفت.
١٤. يحيى بن كثير، ابو نضر، از اصحاب حسن بصرى: وى از عطاء بن سائب، عاصم احول، رقاشى، خزّاز و ديگران روايت كرده است. ابن حجر او را از راويان امام صادق عليه السلام برشمرده است.[١] او در حدود سال ١٥٠ درگذشت.
١٥. مقاتل بن حيّان، ابو بسطام بلخى نبطى خرّاز: او معروف به ابن دوال دوز است كه به معناى خرّاز مىباشد. وى از عمهاش، عمره و سعيد بن مسيّب، عكرمه، شهر بن حوشب، قتاده، ضحاك و گروهى ديگر روايت كره است. ابن حبّان وى را در بين ثقات ياد كرده است. او در حدود سال ١٥٠ از دنيا رفت.[٢]
١٦. مقاتل بن سليمان، ابو الحسن بن سليمان بن بشير ازدى خراسانى، صاحب تفسير: وى از عطاء بن ابى رباح، عطية بن سعد عوفى، مجاهد، ضحاك و ديگر بزرگان روايت كرده است. شافعى گويد: «مردم در تفسير، ريزه خوار خوان او هستند.» دانشمندان او را به فراوانى دانش ستودهاند. وى در سال ١٥٠ درگذشت.[٣]
١٧. مَعمَر بن راشد، ابو عروة بن ابى عمرو بصرى: وى پس از مرگ حسن [بصرى]، به يمن مهاجرت كرد و در آنجا مكتبى قرآنى را بنيان نهاد كه آوازهاش در همه جا پيچيد. او از تابعان بزرگ و به ويژه قتاده روايت كرده است. از او نيز بسيارى از بزرگان حديث، روايت كردهاند كه افراد مشهور آنان عبارتاند از: محمد بن جعفر غندر، عبد الرزاق صنعانى، هشام دستوائى، شعبة بن حجاج و ثورى. معمر در چهارده سالگى از محضر قتاده استفاده كرد. ابن مدينى و ابو حاتم، وى را از كسانى برشمردهاند كه سندها، بر مدار آنان مىچرخد. معمر در سال ١٥٣ از دنيا رفت.[٤]
[١] . تهذيب التهذيب، ج ١١، ص ٢٣٤.
[٢] . همان، ج ١٠، ص ٢٤٨.
[٣] . همان، ص ٢٤٩ و ٢٥٠.
[٤] . بنگريد به: سير أعلام النبلاء، ج ٧، ص ٥ و ٦؛ تهذيب التهذيب، ج ١٠، ص ٢١٨ و ٢١٩.