تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٢٧ - تحريف ناپذيرى قرآن
اين مسأله سبب شد كه وى قرآن را مشتمل بر ١٠٢٧٠٠٠ (يك ميليون و بيست و هفت هزار) حرف بپندارد و بگويد: «هر كس كه آن را با شكيبايى و براى خدا قرائت كند، براى او در برابر هر حرف، همسرى از حوريان بهشت خواهد بود.»[١]
ما نمىدانيم چه زمانى خليفه، دانش شمارش را فرا گرفت و چه كسى در آن زمان، حروف قرآن را براى وى برشمرد؟ در حالى كه از ابن عباس چنين رسيده:
«حروف قرآن، ٣٢٣٦٧١ (سيصد و بيست و سه هزار و ششصد و هفتاد و يك) حرف است»[٢] كه اين عدد مطابق با واقع است.
ذهبى گويد: «محمد بن عُبيد، تنها كسى است كه اين خبر باطل را روايت كرده است.»[٣] شايد خيال باطل فرزندش، عبداللَّه، در مورد از بين رفتن بخش فراوانى از قرآن، از اين چنين ادعاهاى ساختگى از زبان خليفه نشأت گرفته باشد.
[م/ ٨٤] ابو عبيد از عبداللَّه بن عمر روايت كرده است: «نبايد هيچ يك از شما ادعا كند كه همه قرآن را برگرفتهام. او چه مىداند كه همه قرآن چيست؟ در حالى كه بخش فراوانى از آن، از بين رفته است؛ بايد بگويد: آنچه در دست است، دريافتهام.»[٤]
شايد هم گمان فرزند عمر، متأثّر از خبرهاى مشهورِ از بين رفتن قرآن با شهادت حافظان قرآن در روز يمامه بوده است.
[م/ ٨٥] ابن ابى داوود از ابن شهاب روايت كرده است: «به ما چنين خبر رسيده است كه بسيارى از قرآن نازل شد و آگاهان از آن، در روز يمامه كشته شدند؛ آنان كه آن را حفظ كرده بودند. پس از آنان نيز نه كسى از آن آيات اطلاعى داشت و نه
[١] . الاتقان، ج ١، ص ١٩٨؛ الاوسط، ج ٦، ص ٣٦١.
[٢] . الاتقان، ج ١، ص ١٩٨.
[٣] . ميزان الاعتدال، ج ٣، ص ٦٣٩.
[٤] . الاتقان، ج ٣، ص ٧٢، به نقل از كتاب فضائل القرآن، ص ١٩٠.